اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادلّۀ بساطت احرام (1)

0
فقه
فقه

احرام از محاذات میقات - ادله بساطت احرام (1) - 17-06-1432

ادلّۀ بساطت احرام (1)

4
  • آیا این تکلیفی که ثواب و عقاب بر فعل و ترک آن مترتّب است، متوجه این دختر است؟! اگر این‌طور باشد، مسخره است، اصلاً قابل درک نیست، چه برسد به اینکه انسان بخواهد به آن فکر کند. پس قضیه در اینجا چیست؟! روایتی که امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «ما پسران خود را امر می‌کنیم که در پنج‌سالگی نماز بخوانند و شما از هفت‌سالگی امر به نماز کنید»، کجا رفته است؟! یا اینکه دختران خود را امر می‌کنیم که از پنج‌سالگی و شش‌سالگی نماز بخوانند و شما از نه‌سالگی امر کنید نماز بخوانند تا اینکه اینها بتوانند در هنگام بلوغ نمازشان را به‌جا بیاورند،1 پس این مطالب چه می‌شود؟! یک‌وقت تکلیف فقط وجوب صلاة است بدون پیامدهای آن [تکلیف] و بدون التزام به لوازمش، اشکال ندارد. حالا نماز بر دختر واجب است و اگر هم ترک کرد مسئله‌ای نیست، آیا برای ما هم همین‌طور است؟! یعنی بر ترک نماز ما هم چیزی تعلّق نمی‌گیرد؟! پس تکلیف در اینجا فرق می‌کند! فرق در کجاست؟! همه چیز به‌هم می‌ریزد اما اگر گفتیم تکلیف مسئله‌ای است که شرط اصلی آن، باور، التزام و فهم خود تکلیف نزد مکلّف است، آن‌وقت باید سراغ این مطلب برویم که این تکلیف چه وقتی تعلّق و جنبۀ فعلیت پیدا می‌کند.

  • عنوان مشیر بودن سن در روایت برای بلوغ و تکلیف

  • اگر ما این مطلب را درنظر گرفتیم، آن‌وقت دیگر مسئلۀ سن، آثار و بعضی از ظهوراتی که حکایت از تکلیف می‌کنند، فقط جنبۀ عنوان مشیر دارند و این‌طور نیست که جنبۀ موضوعیت داشته باشند. اینها عنوان مشیر هستند به حالت فعلیه‌ای که تلبّس مکلّف به آن حالت، اقتضای ترتّب می‌کند؛ یعنی وقتی که مکلّف شعور و فهم پیدا کند بر اینکه تعدّی به حقوق غیر، صحیح نیست، آنگاه خدا از او می‌خواهد، در نتیجه تعدّی به غیر و غصب، حرام می‌شود.

  • ولی اگر مکلّف به اینها نرسد مثل بچه‌ای که اسباب‌بازی دیگری را برمی‌دارد یا اینکه سر کمد دیگری می‌رود، هنوز به این شعور نرسیده که این کار تعدّی به مال غیر است و اشکال دارد؛ بنابراین تکلیفی بر او مترتّب نیست، حالا چه سن او بیست سال یا پنج سال باشد، بحث در سن نیست. همین قاعدۀ عقلانی را دربارۀ حکم مذکور در آیۀ شریفه می‌بینیم که می‌فرماید: ﴿وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُواْ ٱلنِّكَاحَ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ رُشۡدٗا فَٱدۡفَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ﴾،2 اول باید آنها را امتحان کنید، محک بزنید، با ایشان صحبت کنید و آنها را در جریان معامله‌ای قرار دهید تا از میزان رشد عقلی آنها مطمئن شوید چون مسئلۀ یک قِران و دو قِران نیست بلکه من‌باب‌مثال سرمایۀ عظیمی از پدر به ارث رسیده است و می‌خواهید همۀ آن اموال را در اختیار او قرار دهید. آن بچه هم سرمایه‌ها را خرج هوا می‌کند!

    1. الکافی، ج 3، کتاب الصلاة، بابُ صلاةِ الصِّبیانِ و متی یؤخذُون بِها، ص 409، ح 1:
      «عنِ الحلبی عن أبی‌عبدالله عن أبِیهِ علیه السلام قال: ”إِنّا نأمُرُ صِبیانَنا بِالصّلاةِ إِذا کانُوا بَنِی خَمسِ سِنِینَ فَمُرُوا صِبیانَکم بِالصّلاةِ إِذا کانُوا بَنِی سَبعِ سِنِینَ و نَحنُ نأمُرُ صِبیانَنا بِالصّومِ إِذا کانُوا بَنِی سَبعِ سِنِینَ بِما أطاقُوا مِن صِیامِ الیومِ إِن کانَ إِلی نِصفِ النَّهارِ أو أکثر مِن ذلِک أو أقَلّ فإِذا غَلَبَهُمُ العَطَشُ و الغَرَثُ‌ أفْطَرُوا حتّی یتَعَوَّدُوا الصَّومَ و یطِیقُوهُ فَمُرُوا صِبیانَکم إِذا کانُوا بَنِی تِسعِ سِنِینَ بِالصّومِ ما استطاعُوا مِن صِیامِ الیومِ فإِذا غَلَبَهُمُ العَطَشُ أفطَرُوا“.»
    2. سورۀ نسا (4) آیۀ 6.