ادلّۀ بساطت احرام (1)
5چند سال قبل در جایی از من سؤال کردند که نظر شما در این مورد چیست؟ به وصی گفتم: «حرام است که پولهای این پدر را به بچه بدهی». پسر نوزدهسالهای بود که چهار سال هم از بلوغش گذشته بود. گفتند که نوزده ساله است و باید اموال را به او بدهیم! پولها را به او دادند و او هم با آن وسایلی خرید که بعد از مدتی همۀ آنها را خراب کرد؛ تقریباً حدود چهار پنجم آن را به باد داد! من گفتم: «همۀ شما ضامن هستید!»
آثار سوء رشد فرزند در شرایط غیرعادی
وقتی که فرزند در شرایط غیرعادی رشد کند و همه چیز در اختیارش باشد، بلندپروازی و توقعاتی برای او پیدا میشود که موجب میشود همین کارها را انجام دهد مثل این شخص که طیارۀ شخصی خریده بود و بعداً آن را به اینطرف و آنطرف کوبید تا خراب شد!
تفسیر آیۀ﴿وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُواْ ٱلنِّكَاحَ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ﴾
﴿وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُواْ ٱلنِّكَاحَ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ رُشۡدٗا﴾، یعنی باید احساس کنید که او به مرتبۀ رشد رسیده است و قدر مال، آینده، حیات مستقبل و سعادت خود را درک میکند و فقط زمان حال را ملاحظه نمیکند، آنوقت باید این اموال را به او دهید. یکوقت شاید او چهلساله شود اما به این مطالب نرسیده باشد؛ لذا نباید اموال را به او بدهید بلکه باید خودتان برای او کار کنید. این مسئلهای است که خود شارع در اینجا بیان میکند.
چطور ممکن است که شارع به بچۀ نهساله تکلیف کند؟! آن بچه هنوز شعور ندارد تا بفهمد که تکلیف چیست! آن بچه براساس تقلید از نماز پدر و مادرش، چادر بر سر میکند و نماز میخواند! شارع چطور تکلیفی را که عقاب بر ترک آن مترتّب است، متوجه این بچه میکند؟! ترتّب و تحمیل چنین تکلیفی مسخره است و از جانب افراد عادی اشبه به مزاح است، فکیف بحکیم؟! آنهم حکیمی که همۀ افعالش براساس حکمتی است که حتی انسان به عمق و ظرافت آن حکمت پی نمیبرد، این که دیگر بدیهی البطلان است!

