ادلّۀ بساطت احرام (1)
6به یاد دارم که بندهخدایی دختر نهسالۀ خود را اجبار بر روزه میکرد و آن دختر با روزه گرفتن غش میکرد؛ یعنی از حال میرفت ولی میگفت که چون نهساله شده است، باید روزه بگیرد! آقا او میمیرد، اینکه دیگر شوخی ندارد! این کارها همه حکایت از عدم فهم دینی میکند.
انواع تکلیف
إنشاءالله اگر خدا توفیق دهد، یکوقت ما به بحث بلوغ میپردازیم. پس انسان در اینجا متوجه میشود که تکلیف دو نوع است: یک تکلیف فعلی است و دیگری تکلیف تنجّزی است.
تعریف تکلیف فعلی
در تکلیف فعلی که هنوز به مرتبۀ تنجّز نرسیده است، الزام وجود دارد؛ یعنی الزام شروع میشود ولی عقاب مترتّب نیست، افراد باید او را بر انجام یک عمل وادار کنند ولی اگر انجام نداد، اشکالی ندارد! خدا به او کاری ندارد و باید سهل گرفت.
تعریف تکلیف تنجّزی
اما یک تکلیف تنجّزی است که در جایی میباشد که عقاب وجود دارد و آن مطلب دیگری است. لذا همین قضیه در مورد بالاتر هم صدق میکند، شما پسری را که پانزده سال شده است، مکلّف به صلاة و امثالذلک میدانید، آیا واقعاً همۀ افراد در یک سطح هستند؟! گاهی اوقات انسان با بعضیها صحبت میکند متوجه میشود که او اصلاً با گوسفندی که او را بستهاند، تفاوتی ندارد! اصلاً نمیفهمد تکلیف چیست، میگوید که ما باید این نماز را بخوانیم، حالا اگر نخوانیم خدا بدش میآید! او اصلاً در باغ نیست! اتفاق افتاده که میگویم! خدا به این بزرگی که به نماز ما نگاه نمیکند، حالا اگر بخوانیم یا نخوانیم! حالا پسری را فرض کنید که پانزده سالش هم تمام شده است و ـ لابد ـ به فتوای فقهاء اگر کاری هم انجام دهد باید گردنش را هم بزنند چون تکلیف است و پانزده سالش هم تمام شده است اما وقتی که به او نگاه میکنید، میبینید که هِر را از بِر تشخیص نمیدهد، اصلاً نمیفهمد و در این فضا نیست! التفات کردید؟!

