ادلّۀ بساطت احرام (1)
7مشکک بودن تکلیف فعلی و تنجّزی
اینجاست که تکلیف فعلی و تنجّزی مراتب پیدا میکند و نسبت به هر کسی در هر افقی، هر مقداری و به هر اندازهای، متفاوت میشود و مقولۀ مشککه میشود؛ یعنی تکلیفی که افراد دارند و الزامی که در اینجا هست، از قبیل یک مقولۀ متواطی نیست، بلكه مقولۀ مشککه و مَقول به تشکیک است و به همان مقدار از فهم و ادراک، تکلیف پیدا میکنند. حالا صحبت ما این است که امام زمان علیه السلام که در پنج سالگی به امامت رسید، آیا در آن موقع مکلّف به نماز بود یا نبود؟! هنوز که ده سال تا پانزده سال فاصله دارد! امام جواد علیه السلام در چند سالگی به امامت رسید؟! امام جواد در سن نُه سالگی بوده است، امام هادی علیه السلام در سن هشت سالگی بودند.1 مسئلۀ امامت مسئلهای است ربط به نماز دارد چه اشکال دارد؟! همانطوری که در مورد حج تا وقتی که استطاعت نباشد، حج واجب نمیشود، نماز هم تا وقتی که آثار نباشد واجب نمیشود! بنابراین چرا امام جواد درحالیکه در سن نُه سالگی است نماز میخواند؟!
جریان مأمون را شنیدهاید که آمد و رد شد و همۀ بچهها فرار کردند اما دید که طفلی هنوز سرجایش ایستاده و نرفته است، گفت که چرا نرفتی؟ حضرت گفتند: «برای چه بروم؟!» گفت: «همه رفتند!» حضرت گفتند: «همه ترسیدند!» گفت: «تو چرا نمیروی؟!» گفتند: «من که نمیترسم! سرجایم هم ایستادهام.»2 دید که عجب! حضرت یک طور دیگر حرف میزند و با بقیه فرق میکند، خلاصه بعد متوجه این جریان شد. یا وقتی آن ملعون حضرت امام رضا علیه السلام را شهید کرد، أباصلت میگوید که در منزل بسته بود، دیدم که طفلی وارد شد، گفتم که شما از کجا آمدید؟! اباصلت دید که حضرت طفل هستند، یک طفل دیده بود، قدِ یک آدم بزرگ که ندیده است، امام جواد آن موقع یک فرد رشید و مستویالقامة و بزرگ که نبوده است، طفل بوده است، در آن موقع حضرت نه سال سن داشت. نقلها متفاوت است، حالا بفرمایید که بچۀ نهساله چطور به بلوغ میرسد؟! در کدام روایت داریم که بعضی از اطفال مستثنیٰ هستند؟! یک استثناء در روایات به من نشان دهید که گفته باشد: «سن طبیعی بلوغ پانزده سال تمام است، الاّ بعضی از افراد که در نُه سالگی بالغ میشوند مثل امام جواد علیه السلام یا امام هادی علیه السلام در ده سالگی!» امام هادی در مدینه بودند که پدرشان امام جواد را در بغداد شهید کردند، یکدفعه حضرت فرمودند: «الآن پدرم را شهید کردهاند». افراد گفتند که از کجا این مطلب را میفرمایید؟! حضرت فرمودند: «جلالت خدا را یکدفعه در نفس خود احساس کردهام!»3
- بحار الأنوار، ج 50، ص 85 و 89 و 99؛ إثبات الهداة، ج 4، ص 417 (با قدری اختلاف).
- فصول المهمة، ج 2، ص 1040.
- بصائر الدرجات، ج ۱، ص46۷، ح 3:
«عن هارُون بنِ الفضلِ قال: رأیتُ أباالحسنِ علیه السلام فِی الیومِ الّذِی تُوُفِّی فِیهِ أبُوجعفرٍ علیه السلام فقال: ”﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ مَضَی أبوجعفرٍ!“ فقِیل لهُ و کیف عَرَفتَ ذلِک؟! قال: ”تَدَاخَلَنِی ذِلّةٌ لِلّهِ لَم أکن أعْرِفُها“.»

