ادلّۀ بساطت احرام (2)
2أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم
بسم الله الرحمن الرَّحیم
صحبت راجع به بساطت و عدم بساطت احرام بود که آیا احرام بسیط است یا مرکب است از تلبیه، تلبّس به لُبس احرام و همینطور نیّت و التزام نفسی برای ترک محرمات و اتیان به واجبات و اجزاء عمره یا حج؟!
نمیدانم مطلب را در سال گذشته راجع به این مسئله تا کجا عرض کردهایم ولی تا جایی که ذهن و ذاکرهام اجازه میدهد، ظاهراً صحبت بود که این مسئله بسیط است و مرکب نیست. در این زمینه روایاتی هم داریم که با توجه به قرائن و شواهد، حکایت از بساطت احرام و نیّت دارند.
شباهت احرام به تکبیرات افتتاحیۀ در صلاة
عرض شد که قضیۀ احرام شبیه تکبیرات افتتاحیۀ در صلاة است و وقتی که مصلّی تکبیرات افتتاحیه را میگوید، بهعنوان مقدمه، نیّت صلاة میکند، ـ یکوقت اشتباه نشود ـ اگر کسی بهعنوان مقدمه تکبیر بگوید و بعد نیّت نماز کند؛ غلط است! اگر بخواهد با این نیّت تکبیر بگوید، اصلاً تکبیر بهعنوان تکبیرات افتتاحیه تلقی نمیشود.
وقتی که مصلّی تکبیر میگوید، تکبیر اول یا آخر یا وسط ـ هرکدام بهحسب تمایلش ـ را بهعنوان شروع در صلاة قرار میدهد ولی تکبیری را که میگوید، بهعنوان نیّت در صلاة است. مصلّی ابتدا باید نیّت صلاة و ورود در صلاة را در خود ایجاد کند و بعد تکبیرات را بهعنوان تکبیراتِ انجاز و تأکید نیّت و احراز و اثبات صلاتیّت، انجام دهد. از ابتدا نباید نیّتش این باشد که تکبیر هفتم و آخر، تکبیرة الإحرام است و این شش تکبیر را بهعنوان استحباب انجام دهد و همینطور الله اکبر بگوید مثل اقامه که بنا بر بعضی از روایات یا وجوه، داخل در نماز نیست؛1 کسی که اقامه میگوید، خودش را داخل در نماز بهحساب نمیآورد بلکه اقامه مقدمۀ نماز است؛ مثل اذان، البته اقامه قدری اکیدتر است و حتی در روایت داریم کسی که اقامه را فراموش کرده است، میتواند نماز را تا قبل از رکوع بشکند و اقامه انجام دهد.2 اذان اینطور نیست؛ شخصی که اذان میگوید، اذان را به نیّت یک عمل مستحب استقلالی میگوید ولی وقتی که انسان اقامه گفتن را شروع میکند، حالتش فرق میکند؛ یعنی من دیگر قصد نماز دارم. ممکن است کسی اذان بگوید ولی نیم ساعت بعد، نماز بخواند اما اینطور نیست که کسی اقامه میگوید، بگوید که یک ربع دیگر نماز میخوانم.3 در نیّت اقامه، نیّت شروع در نماز است؛ میبینید که مرتباً نیّت تقویت میشود تا اینکه به تکبیرة الإحرام میرسد، در آنجا دیگر تنجیز برای ورود در صلاة، برای مصلّی حاصل میشود؛ یعنی دیگر منجّز و ثابت شد و بهعنوان طرد احتمال خلاف، تکبیرة الإحرام را میگوید و با تکبیرة الإحرام احتمال خلاف برای صلاة و فعل منافی با صلاة منتفی میشود ولی در اذان اینطور نیست؛ انسان اذان میگوید، درحالیکه احتمال فعل منافی در او مستمر است. حتی اقامه میگوید ولی درعینحال احتمال فعل منافی در او به سی درصد رسیده است اما در مورد اذان، آن احتمال منافی حتی به هفتاد درصد هم میرسد که با نماز در افتراق است ولی همینکه به اقامه میرسد، آن احتمال به سی درصد میرسد. وقتی هم به تکبیرات افتتاحیه میرسد، آن احتمال به پنج درصد میرسد.
- رسائل الشریف المرتضى، ج 1، ص 273:
«و اما الأذان و الإقامة، فلیسا بفرضین علی تحقیق المذهب، بل هما مسنونان، و ان کانت الإقامة من الأذان أشدّ استحباباً ... .» - تهذیب الأحکام، ج ۲، أبوابُ الزِّیاداتِ فِی هذا الجُزءِ، باب 14، ص۲۷۸، ح 5:
«عنِ الحلبِی عن أبِیعبدِالله علیه السلام قال: ”إِذا اِفَتَتَحْتَ الصّلاة فَنَسِیتَ أن تُؤذِّن و تُقِیمَ ثُمّ ذَکَرتَ قبل أن تَرکَعَ فانصَرِف فأذِّن و أقِم و اِستَفتِحِ الصّلاة و إِن کنتَ قد رَکَعتَ فأتِمَّ علی صَلاتِکَ“.» - الکافی، ج ۳، کتابُ الصّلاةِ، بابُ بدءِ الأذانِ و الإِقامةِ و فضلِهِما و ثوابِهِما، ص ۳۰4، ح 10:
«عن عمرِو بنِ أبِینصرٍ قال: قُلتُ لِأبِیعبدِالله علیه السلام أ یتَکَلَّمُ الرّجُلُ فی الأذانِ؟ قال: ”لا بأس“. قُلتُ: فِی الإِقامةِ؟ قال: ”لا“.»
- رسائل الشریف المرتضى، ج 1، ص 273:

