ادلّۀ بساطت احرام (2)
4«اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد» به چه کسی برمیگردد؟! به امام زمان علیه السلام برمیگردد؛ به پیغمبر و آن کسی که الآن متجلی حیّ در ولایت است، برمیگردد. امام حیّ همان امام زمان است، پس خودمان اقرار و اعتراف میکنیم که نماز و ارتباط ما باید در زیرمجموعۀ ولایت امام زمان علیه السلام تحقق پیدا کند والاّ فلا صلاةَ لَنا؛ یعنی ما نماز نخواندهایم! اعتراف میکنیم!
شما خیال میکنید همینطور گفتهاند که بگو «أشهد أن لا إله إلّا الله، و أشهد أن محمداً عبده و رسوله، اللهم صل علی محمد و آل محمد»،1 «بحول الله و قوته»؟!2 همینطور اذکاری را بگوییم و نماز تمام شود؟! آیا این اذکار حساب و کتاب ندارد؟! «سبحان ربّی الأعلیٰ و بحمده»، حساب و کتاب ندارد؟! «سبحان ربّی العظیم و بحمده»،3 حساب و کتاب ندارد؟! اذکار تشهد بیحساب است؟! یا هرکدام از این اذکار روی حساب است؟! «السَّلام علیکَ أیها النَّبی و رحمة الله و برکاته، السَّلام علینا و علی عباد الله الصالحین»،4 سلامی که میدهیم و با آن از نماز خارج میشویم، چرا باید با این ذکر باشد؟! چرا باید صلاة بر پیغمبر و انبیاء باشد؟! چرا در این قضیه باید صلاة بر ملائکه باشد؟!
نماز، اتحاد با همۀ مظاهر پروردگار در همۀ افقها و مراتب
به این قضیه فکر کنیم که هر لحظۀ نماز اتحاد با همۀ مظاهر پروردگار است در همۀ افقها و مراتب! این نماز میشود نمازی که «الصلاة خیرُ مُوضوعٍ فمن شاء استَقَلّ و مَن شاء استَکثر»،5 این نماز میشود «إن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها، و إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها»،6 چون انسان میخواهد با نماز با ذات پروردگار، در همۀ مراتب کثرت ـ کثرتِ غیبی و کثرتِ شهودی ـ ارتباط برقرار کند؛ این ارتباط را با همۀ آنها برقرار کند. شما نگاه میکنید که شخصی در آنطرف نماز میخواند و اصلاً هیچ ربط و ارتباط و اسمی از این شخص ندارد اما یکدفعه برای این شخص که در اینطرف است حالت انبساط پیدا میشود! او که میگوید: «السلام علیکم و رحمة الله»، به این شخص میخورد که اصلاً اسم و رسمی از او نمیداند، حساب و کتابی نمیداند! اگر یک لحظه پرده را بالا بزنند، همۀ ما میبینیم که در موقع نماز چه تغییر و تحولاتی پیدا میشود و دیگر اینقدر نماز را شوخی نمیگیریم که همینطور وضویی بگیریم و مُهری از آنجا برداریم و ـ مثل خود ما! ـ نمازی بخوانیم و اینطور نماز را بهحساب نیاوریم. خلاصه اگر یک لحظه و یک ذره پرده را بالا بزنند، مطالبی روشن میشود که قابل وصف نیست.
- تهذیب الأحکام، ج ۲، کتاب الصلاة، باب 8، ص ۹۲، ح 122.
- همان، ص 88، ح 94.
- مصباح (للکفعمی)، ج ۱، الفصل الرابع فی ذکر الصلوات الخمس الیومیة و نوافلها، ص ۱6:
«یستَحَبُّ أن یقُول فی رُکوعِهِ اللهمّ لک رَکَعتُ و لَکَ خَشَعتُ و بِکَ آمَنتُ و لَکَ أسلَمتُ و علیک توکَّلتُ و أنت ربِّی خَشَعَ لک سَمْعِی و بَصَرِی و مُخِّی و عَصَبِی و عِظامِی و ما أقَلَّتهُ قَدَمای لِلّهِ ربِّ العالمِین ثُمَّ یقُولُ سُبحانَ ربِّی العظیمِ و بِحمدِهِ سبعاً أو خمساً أو ثلاثاً و یجزی مَرَّةً ثُمّ ینْتَصِبُ قائِماً و یقُولُ سمِع الله لِمن حَمِدَهُ الحمدُ لِلّٰهِ ربِّ العٰالمین أهلِ الکبرِیاءِ و العظمةِ و الجُودِ و الجبرُوتِ و یقُولُ فِی سُجُودِهِ: اللهمّ لک سجدتُ و بِک آمنتُ و لک أسلَمْتُ و عَلَیک تَوَکَّلْتُ و أنتَ ربِّی سَجَدَ لک سَمْعِی و بَصَرِی و شَعرِی و عَصَبِی و مُخِّی و عِظامِی و سَجَدَ وجهِی البالی الفانِی لِلّذِی خلقهُ و صوّرهُ و شَقَّ سَمعَهُ و بَصَرَهُ تبارک اللّٰهُ أحسنُ الخٰالِقِین ثُمّ یقُولُ سُبحان ربِّی الأعلی و بِحمدِهِ سبعاً أو خمساً أو ثلاثاً و یجزِی مَرّةً ثُمّ یجلِسُ و یقُولُ اللهمّ اِغفِر لِی و اِرحمنِی و اُجبُرنِی و اِهدِنِی إِنِّی لِمٰا أنزلت إِلی مِن خیرٍ فقِیرٌ ثُمّ یسجُدُ الثّانیةِ کالأُولی ثُمّ یقُومُ إلی الثّانیةِ فیصلِّیها کالأُولی.» - بلد الأمین، ج ۱، ص ۸:
«وَ یقُولُ فی اَلتَّشَهُّدِ اَلْأَخِیرِ ـ الیٰ أن قال ـ السّلامُ علیک أیها النّبِی و رَحمةُ الله و برکاتُهُ السّلامُ علی جمیعِ أنبِیاءِ الله و ملائِکتِهِ و رُسُلِهِ السّلامُ علی الأئِمّةِ الهادِین المهدِیین السّلامُ علینا و علی عِبادِ الله الصّالِحِین.» - بحارالأنوار، ج ۷۹، کتاب الصلاة [أبواب فضلها و عللها و أنواعها و أوقاتها]، باب 4، ص ۳۰۸، ح 9؛ الوافی، ج ۷، ابواب فضل الصلاة، ص ۱۱۷، ح 5713.
- فلاح السائل، ج 1، ص 127:
«رَوَی اِبنُ بابویهِ أیضاً فی کتابِ من لا یحضُرُهُ الفقیهُ بِإِسنادِهِ إِلی النّبی صلّی الله علیهِ و آلهِ قالَ: ”أوّلُ ما یحاسَبُ العبدُ الصّلاةُ فإِن قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها و إِن رُدّتْ رُدّ ما سِواها“.»

