ادلّۀ بساطت احرام (2)
5در تکبیرات افتتاحیه، آن تکبیری که موجب ورود در نماز است و تنجّزِ اجزاء صلاتیّه را ایجاد میکند، همان نیّت بر تکبیرة الإحرام است که دیگر انسان احتمال عمل منافی را نفساً از خودش دفع و منتفی میکند.
در مورد حج هم همینطور است؛ نیّت برای احرام، باید در مواقیت قرار بگیرد. شما نمیتوانید قبل از مواقیت، نیّت احرام داشته باشید مگر اینکه نذر یا امثالذلک باشد. به لحاظ احادیثی که داریم، نیّت احرام باید در مواقیت باشد؛ در روایت داریم: «لا تُجاوِزْها إلّا و أنتَ مُحرِمٌ»،1 یعنی انسان باید در حال احرام از میقات عبور کند. پس نیّت در میقات لازم است و نمیتوانید بعد از میقات نیّت احرام کنید. اگر بعد از میقات نیّت احرام کردید، باطل است، حتماً باید قبل از میقات باشد مگر در موارد خاص و استثنایی که قبلاً همه را عرض کردیم. حالا شاید بعداً مواردی مانند مرض، خوف و امثالذلک را بخواهیم دوباره بگوییم.
روایاتی در اینجا هستند که یک دسته از آنها را عرض کردیم، حالا بهعنوان مرور در این جلسه هم عرض میکنیم تا اینکه در جلسۀ بعد سراغ مسئلۀ دیگری برویم.
روایاتی که برای احرام در میقات داریم دو دسته هستند. یک عده روایاتی میباشند که میگویند: «عبور از میقات باید در حال احرام باشد»، حالا اگر ما قائل بر ترکّب در احرام باشیم و بساطت احرام را در اینجا قبول نداشته باشیم، معنای روایت «لا تُجاوِزْها إلّا و أنتَ مُحرِمٌ»، این میشود که نیّت و لُبس احرامین و نیّت التزام بر عدم ارتکاب موانع و مبطلات احرام و همینطور تلبیه باید در خودِ میقات تحقق پیدا کند. این معنای ترکّب است. پس احرام منحیثالمجموع شامل نیّت بهاضافۀ لُبس ثوبین و همینطور تلبیه و نیّت بر ترک محرمات و انجام اجزاء عمره و حج میشود که در اینجا به این کیفیت خواهد بود.
اگر اینطور باشد، ما باید با روایات دیگری که در مقابل داریم و میفرمایند: «نیّت را انجام بده و تلبیه را به تأخیر بینداز»، چه کنیم؟! تأخیر در تلبیه مستحب است؛ راوی از امام علیه السلام سؤال میکند و حضرت میفرماید: «حتی تأتی البیداء فلبّه»2 بعضیها گفتهاند منظور از روایات، جهر به تلبیه است.3 ما جهر به تلبیه نداریم!
- وسائل الشیعة، ج ۱۱, أبوابُ المواقیت، باب 1، ص ۳۰۷. ح 2.
- وسائل الشیعة، ج ۱۲، أبوابُ الإِحرامِ، باب 34، ص ۳71، ح 8:
«عن عبدِ الله بنِ الحسنِ عن جدِّهِ علِی بنِ جعفرٍ عن أخِیهِ مُوسی بنِ جعفرٍ علیهما السلام قال: سَألتُهُ عَنِ الإِحرامِ عندَ الشَّجَرَةِ، هَل یحِلُّ لِمن أحرَمَ عِندها أن لا یلَبِّی حتّی یعلُوَ البَیداءَ، (قالَ: ”لا یلَبِّی حتّی یأتِی البَیداءَ) عِند أوّلِ میلٍ فأمّا عند الشَّجرةِ فلا یجُوزُ التَّلبِیةُ“.» - وسائل الشیعة، ج ۱۲، أبوابُ الإِحرامِ، باب 34، ص ۳71:
«أقول: هذا محمول علی نفی الوجوب او مرجوحیة الجهر بالتلبیه عند الشجرة لا علی مطلق التلبیة، و لا علی تحریم الجهر لما یأتی، إن شاء الله.»

