ادلّۀ بساطت احرام (2)
7این نکته را هم بگوییم که از اینجا استفاده میشود که تأخیر تلبیه نسبت به بیداء أمرٌ مستحبٌّ، بر خلاف آنچه که امروزه متداول است که در مسجد شجره هم تلبیه میگویند. اتفاقاً بهتر است که انسان از مسجد شجره یا همانجا، ـ چون فرقی نمیکند؛ مسجد شجره نقطۀ خاصی ندارد بلکه از آن محل ـ نیّت احرام کند و وقتی که مقداری خارج شد، یعنی همینکه ماشین یک میل، یک کیلومتر حرکت کرد و به آن سرازیری رسید، تلبیه را آنجا بگوید. این امر مستحب است. البته میتواند بهنحو دیگری هم انجام دهد؛ یعنی آنجا تلبیه را بگوید و وقتی که به بیداء رسید، جهر به تلبیه برای او حاصل شود.
تلمیذ: فرمودید که تأخیر در جواز تلبیه دلالت بر بساطت احرام نمیکند، بهخاطر اینکه ما شبیه آن را در غسل هم داریم، در غسل هم قائل به تبعّض هستیم و با اینکه نیّت شخص امر واحد است اما میتواند یک قسمت را بشوید و با فاصله دوباره میتواند بقیۀ اجزاء را بشوید. همانطور که فاصله بین اجزاء غسل جایز است، در احرام مرکب هم فاصله بین اجزای آن جایز است.
استاد: ما در مورد غسل هم گفتهایم که نیّت بسیط است. مگر نگفتهایم که در همۀ عبادات همینطور است؟!
تلمیذ: میخواهم بگویم تبعّض و عدم تبعّض دلالت بر بساطت نمیکند.
حکم حدث در حین غسل
استاد: نه، عرض بنده این بود که فاصله انداختن در یک امر ترکیبی، موجب اخلال آن به امر میشود. ببینید وقتی که شما در مورد احرام قائل به این مسئله هستید؛ در مورد غسل هم این مطلب هست، ما در مورد غسل هم این مسئله را میگوییم، گرچه بعضیها میگویند که اگر در حین غسل حدثی از انسان سربزند، غسل باطل نیست،1 بلکه انسان باید جزء بقیهاش را بعد از تطهیر از حدث انجام دهد ولیکن این موجب بطلان غسل است چون وقتی که حدث سر میزند، این حدث منافی با یک طهارت حاصله نیست که بعد از حصول آن طهارت، حدث مؤثر باشد. نه! این حدث در همان اثری که این فعل ایجاد کرده است، تأثیر میگذارد. این فعلی که شخص سروگردنش را برای غسل میشوید، اینطور نیست که وقتی شخص سروگردن و همینطور سمت راست و چپ را میشوید، هیچکاری انجام نداده باشد و همینکه میرسد به آخر غسل و ناخن پای چپ را میشوید، یکدفعه متطهّراً شود و رفع حدث شود بلکه وقتی که شخص شروع به غسل کردن میکند وارد در طهارت میشود ولی این ورود در طهارت باید راهی را طی کند تا به مرتبۀ فعلیّت برسد؛ یعنی شستن رأس و رقبه باید باشد، طرف أیمن و بعد هم طرف أیسر باشد تا اینکه به آن فعلیت تامه و آن حد برسد.
- عروة الوثقىٰ، ج 1، ص 547:
«(مسألة 8): إذا أحدث بالأصغر فی أثناء غسل الجنابة الأقوی عدم بطلانه.»
- عروة الوثقىٰ، ج 1، ص 547:

