ادلّۀ بساطت احرام (2)
8حکم فاصله افتادن بین اجزاء غسل و علت صحّت چنین غسلی
اگر اینطور باشد، آنوقت اگر فاصلهای بین اجزاء غسل بیفتد مثلاً فراموش کند که سمت چپ را بشوید و بعد از نیم ساعت دوباره برگردد و بشوید اشکال ندارد چون هنوز آن اثر نفسی باقی مانده است و بعد که ادامه میدهد، این ادامه دادن او را به آن فعلیت طهارت میرساند.
ولی اگر این اجزاء اموری باشند که هیچ ارتباطی باهم نداشته باشند مثلاً سروگردن اصلاً هیچ ارتباطی بهطرف راست ندارند؛ طرف راست هیچ ارتباطی بهطرف چپ ندارد، در این صورت شستن این دو جزء امر لَغوی خواهد بود که شخص بدون هیچ تأثیری آنها را انجام داده است و اگر بعد از نیم ساعت بیاید و سمت چپ را بشوید، فایده نخواهد داشت چون این کار اصلاً با اصل و ذات آن فعل که باید انسجام داشته باشد، منافات دارد.
لذا در مورد حج هم همینطور است؛ اینکه گفتهاند که اگر تراخی پیدا شود اشکال ندارد و توالی در آنجا شرط نیست؛ اینطور نیست که اگر کسی سه شوط و نیم طواف را انجام داد، برود و دو هفتۀ دیگر سه شوط و نیم دیگر را انجام دهد؛ نه! این غلط است بلکه منظور این است که اگر در همان روز تأخیر انداخت، اشکال ندارد. اگر با تأخیرِ بیشتر باشد، با آن اصلِ انسجامِ نفسِ فعل منافات پیدا میکند.
در مورد اجزاء غسل هم همینطور است؛ اینکه شخص الآن میتواند بعض اجزاء غسل را به تأخیر بیندازد و بعداً انجام دهد، بهخاطر این است که او با شستن بعض اجزاء تأثیری را گذاشته است که این تأثیر ادامه دارد؛ لذا میتواند نیم ساعت یا یک ساعت دیگر بقیۀ اجزاء را بشوید.
حکم فاصله انداختن عمدی بین اجزاء غسل
انسان عمداً هم میتواند به تأخیر بیندازد چون این اثر در او باقی است، وقتی که ثلث آخر را انجام میدهد، منضمّ میشود و این مسئله به فعلیت میرسد و این [مطلب] حکایت از این میکند که نیّت غسل، امر بسیط است، گرچه این نیّت، نیّت برای انجام سه جزء از بدن است ولی نفسِ نیّتی که ارادۀ بر این مسئله است و باید همراه با اَغسال باشد، آن نیّت نیست، چرا؟ چون از نقطهنظر آن حیثیّت و اعتبار عرفی و حتی اعتبار شرعی، باید انسجام بین نیّت و بین سایر اجزاء محفوظ باشد و اگر قرار باشد خودِ نیّتی که شما الآن میخواهید غسل انجام دهید، امر مرکب از یک عقد قلبی و یک عمل خارجی باشد، الآن که بین عقد قلبی و بین عمل خارجی انفصال پیدا شده است، چطور میتواند باشد؟!

