ادلّۀ بساطت احرام (3)
10اما در خصوص نیّتی که شارع برای احرام قرار داده است، تأخّر تلبیه را هم خود شارع قرار داده است؛ ما چه کنیم که شارع گفته است که شما میتوانید تلبیه را متأخّر کنید؟! البته در مورد اشعار و تقلید اینطور نیست چون خود إشعار و تقلید تلبیه است. شارع گفته است که میتوانید تلبیه را إلی البیداء متأخّر کنید و همچنین میتوانید تا بیداء عمل منافی انجام دهید؛ فرض کنید که حالا کسی همان موقع هوس میکند که یک عمل منافی انجام دهد، ـ در روایات هم داریم ـ حضرت میفرمایند: نه! اشکال ندارد. هوس است دیگر! شخصی یکدفعه هوس میکند! یک منافی! حالا منافی که خیلی زیاد است، از این چیزها انجام میدهد. اما وقتی که تلبیه را گفت، دیگر مسئله تمام میشود و عمل منافی دیگر جایی ندارد. این قضیه که عبارت از این است، شما میبینید که ایراد ندارد.
مضافاً به اینکه آقایان نسبت به مرحوم علامه هم ایراد کردهاند. ایشان هم احرام را نیّت همراه با لبس و تلبیه شمردهاند و بعضیها هم فقط نیّت با تلبیه را ذکر کرده و لبس ثوبین را جزء احرام بهحساب نیاوردهاند که نسبت به اینها هم همین ایراد وارد است.
همانطوری که خدمتتان عرض شد، دلیل بر این مسئله روایاتی میباشند که دلالت میکنند حاجّ و معتمر محرم است ولی میتواند تلبیه را متأخّراً عن الإحرام انجام دهد. چطور ممکن است یک شخص محرم باشد ولی تلبیه را بعد بگوید؟! اگر احرام، أمرٌ مرکبٌ من التلبیة و اللبس ـ آنهایی که مرکب شمردهاند، تلبیه و لبس را جزئش آوردهاند ـ اگر اینطور باشد، اطلاق احرام بر این فرد، مجازی میشود و دیگر حقیقی نخواهد بود. همینطور روایاتی که دلالت دارند؛ روایت جمیل و موثّقۀ عمار در این مسئله صراحت دارند، همۀ اینها را در جلسات گذشته خواندهایم، خودتان نگاه کنید.
روایاتی که میفرمایند: «لا یجوز التَّجاوز عَن المواقیت إلاّ مُحرماً» یا «لا تُجاوِزْها إلّا و أنتَ مُحرِمٌ»،1 چطور میشود که امام علیه السلام در اینجا به عدم جواز تجاوز از میقات مگر در حال احرام، تصریح میکند اما حکم به تأخیر تلبیه میکند؟! اگر قرار باشد که احرام امر مرکب باشد، چطور میشود در اینجا این شخص محرم باشد، درحالیکه هنوز جزئی از احرام که امر مرکب است، در خارج حاصل نشده است؟! پس اطلاق احرام بر او، اطلاق بالعنایة و المجاز میشود و هو خلافٌ!
- وسائل الشیعة، ج ۱۱, أبوابُ المواقیت، باب 1، ص ۳۰۷.

