اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادلّۀ بساطت احرام (3)

0
فقه
فقه

احرام از محاذات میقات - ادله بساطت احرام (3) - 07-11-1432

ادلّۀ بساطت احرام (3)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم

  • بسم الله الرحمن الرَّحیم

  •  

  •  

  • در جلسات گذشته صحبت راجع به بساطت یا ترکّب در احرام بود و عرض کردیم که مسئلۀ احرام، مسئله‌ای بسیط است و این‌طور نیست که مرکب از اجزاء مختلفه باشد؛ مانند صلاة که دارای اجزاء و افعال مختلف مِن الأعمال و الأذکار و الأفعال است ولکن نیّت و احرام در صلاة، مرکب نیست.

  • تعریفات مختلف فقهاء از احرام

  • مرحوم شیخ در تهذیب و همین‌طور در مبسوط،1 احرام را عبارت از نیّت می‌دانند؛ نیّت برای ورود در اعمال و افعال خاصه. ایشان تلبیه، لُبس ثوب، میقات و امثال‌ذلک را جزء احرام ذکر نکرده‌اند بلکه همان نفس نیّت را در اینجا آورده‌اند. همان‌طوری که گفتیم فقهاء در این زمینه مسائل مختلف دارند.

  • مرحوم علامه قائل به ترکّب در احرام است که عبارت است از نیّت و همین‌طور لبس ثوبین و تلبیه ـ اشعار و تقلید و تجلیل هم می‌تواند به‌عنوان تلبیه باشد ـ و نفس وجودِ در میقات.2

  • بعضی دیگر مثل مرحوم شهید، احرام را عبارت از توطین نفس در التزام به منافیات احرام و اتیان به جزئیات مدوّنۀ در عمره یا حج از طرف شارع می‌دانند.3

  • اشکال به تعریف مرحوم شیخ از احرام

  • بعضی از بزرگان و اعاظم، در این زمینه بر مرحوم شیخ و شهید اشکال وارد کرده‌اند. نسبت به نظر مرحوم شیخ که احرام عبارت از نیّت است، گفته‌اند که نیّت یک فعل اختیاری است، درحالی‌که احرام عبارت از یک عمل شرعی است و به فعل اختیاری، وجوب تعلق نمی‌گیرد،4 ما که نیّت بر نیّت نداریم بلکه این عمل شرع باید با نیّت باشد و بدون نیّت از ناحیۀ شرع ممضا نیست.

  • مثلاً شما وقتی که می‌خواهید نماز بخوانید ـ نماز یک عمل شرعی و توقیفی است ـ نیاز به نیّت دارید ولی به نیّت که دیگر نیّت تعلق نمی‌گیرد، حالا اگر شما احرام را نیّت بدانید، از آن‌طرف عمل هم که بدون نیّت مقبول نیست؛ اگر شما عملی را بدون نیّت انجام دهید، مقبول نیست بلکه باید همراه با نیّت باشد، اگر اجزاء صلاتیه بدون نیّت صلاة باشد، مقبول نیست؛ اگر اجزاء حج بدون نیّت ورودش مِن قِبَل الله و تکلیف باشد، مقبول نیست. پس اگر ما نیّت را احرام بدانیم، باید به خود نیّت هم نیّت تعلق بگیرد. تعلق نیّت به نیّت معنا ندارد! پس به‌طورکلی نیّت از دایرۀ تکلیف شرع خارج است و مسئله‌ای جدا است که خود عبد باید در مقام اطاعت این را قربة إلی الله انجام دهد؛ باید به نیّت ورود انجام دهد، نه به نیّت ورزش یا گردش یا به‌دست آوردن اطلاعات و من‌باب‌مثال بگوید: «حالا ببینیم در عرفات چه خبر است! ببینیم سنگ زدن و رمی جمار چه خبر است! ببینیم در مکه چه خبر است و چطوری است!»

    1.  المبسوط، ج 1، ص 307:
      «و شروط التمتع خمسة بلا خلاف، و السادس فیه خلاف ... و السادس النیة و فیها خلاف فعندنا أنها شرط فی التمتع، و الأفضل أن یکون مقارنة للإحرام فإن فاتت جاز تجدیدها إلی وقت التحلل ... .»
    2.  مختلف الشیعة، ج 4، ص 43:
      «... فإنّ الحرامَ ماهیةٌ مرکبةٌ مِن النیةِ و التلبیةِ و لبسِ الثوبین ...
    3.  غایة المراد، ج 1، ص 389:
      «أنّ الإحرام هو توطین النفس علی ترک المنهیات المعهودة إلی أن یأتی بالمناسک. و التلبیة هی الرابطة لذلک التوطین نسبتها إلیه کنسبة التحریمة إلی الصلاة.
      و الأفعال هی المزیلة لذلک الربط، و یتحقّق زواله بالکلیة بآخرها أعنی التقصیر‌.»
    4.  مصباح الهدیٰ، ج 12، ص 457.