ادلّۀ بساطت احرام (3)
5پس ما نیّات مختلف داریم، ایشان در اینجا آن نیّت بر عمل را که عبد باید در مقام عبودیت بهعنوان أنّه عبدٌ و مکلّفٌ مِن قِبَل المولیٰ اقدام به این عمل کند را با نیّت و عزم بر فعل اشتباه و خلط کرده است. نیّت مختلف است، نیتی که شما موقع ظهر میخواهید تجدید وضو کنید، یک نیّت است، بعد که اذان میگویید، در استمرارِ همان نیّت انجام میشود، بعد که اقامه میگویید، میبینید که این نیّت تشدید شد؛ یعنی دیگر شروع کردهاید و وارد شدهاید، دیگر کارهایتان را کنار گذاشتهاید، دیگر گوشیتان را روی میز گذاشتهاید، اینقدر در گوشتان صدا نمیکند و برای اینکه بچۀ خوبی باشید، آن را هم خاموش کردهاید یا روی بیصدا گذاشتهاید که یک وقت از دست نرود! زیرا اگر خاموش کنیم، از دست میرود! ولی روی بیصدا از دست نمیرود! من اینطوری خیال میکنم یا اشتباه میکنم؟! از دست نرود! یک وقت یکی زنگ میزند، خدا نکند که از دست برود. حالا خدا را همیشه میشود پیدا کرد، با مردم باید چه کرد؟! این را باید داشت! مثل آن یارو که گوشی را زیر ناودان طلا برده بود، میگفت که این چک از دست نرود!
پس این نیّت دائماً شدید میشود و خودتان هم احساس میکنید که از آن قصد اوّلی، دائماً قدم به قدم جلو میروید تا وقتی که به تکبیرات افتتاحیۀ صلاتیه میرسید، به آنجا که رسیدید، دیگر مسئله تمام است، دیگر عزم بر مراجعت و انصراف ندارید، دیگر احتمال انصراف نمیدهید. احتمال، یعنی احتمال قلبی ندارد اما احتمال وقوع خارجی یک مسئله دیگر است، احتمال برای انصراف ندارید و شروع میکنید به گفتن تکبیرات افتتاحیه، قبلاً عرض کردم که در تکبیرات افتتاحیه، نیّت در صلاة میآید ولکن برای تکبیرة الإحرام باید نیّت خاص همان تکبیرة الإحرام را کرد ولی نیّت در صلاة میآید. بعضیها تکبیرات افتتاحیه را بهعنوان مقدمات میشمارند، بهعنوان جزء صلاة نمیشمارند و این غلط است.

