ادلّۀ بساطت احرام (3)
6مضمون و مفاد روایات دالّ بر این است؛ کسی که مشغول به تکبیرات سبعۀ افتتاحیه میشود، میتواند همان اولین تکبیر را جزء نماز بهحساب آورد. اولی را تکبیرة الإحرام قرار دهد و شش تکبیر بعد را بگوید یا سومی یا چهارمی یا آخری را قرار دهد که معمولاً آخری را قرار میدهند و به آن اذکار «لبّیک و سَعدَیک و الخیرُ فی یدَیکَ و الشَّرُّ لیس إِلیک ... .»1 میپردازند که بعد وارد برای بقیۀ چیزها میشوند.
این نیّتی که شما الآن برای تکبیرات افتتاحیه میکنید، نیّت نماز است ولی از این نیّت قویتر، آن نیّتی است که با تکبیرة الإحرام است و شما بهواسطۀ آن، دیگر نمیتوانید عمل منافی با صلاة را انجام دهید؛ لذا وقتی که هنوز تکبیرة الإحرام را نگفتهاید، شرعاً میتوانید انصراف پیدا کنید و عمل منافی انجام دهید و دوباره برای نماز برگردید و دوباره اقامه بگویید چون عمل منافی انجام شده است باید اقامه و این مسائل دوباره انجام شود.
تلمیذ: مقدمۀ صلاة که نشد، جزء صلاة هم که نشد، پس چه حکمی دارد؟!
استاد: جزء صلاة است.
تلمیذ: صلاة لازمهاش ...
استاد: نه! نه! جزء صلاة است ولی جزء صلاة بهعنوان نفل است و بهعنوان انجاز نیست.
تلمیذ: هنوز وارد صلاة نشده است.
استاد: خیر! از وقتی که تکبیر صلاتیه میگوید، جزء صلاة است اما جزء نفلیات نماز است که هنوز به آن مرتبۀ وجوب نرسیده است.
تلمیذ: تکبیر اول، بدون قصد نیّت نماز ... .
استاد: بله، جزء صلاة است! قصد ورود را دارد! منظورم این است که افراد اشتباه میکنند که قصد ورود ندارند؛ کسی که اولین تکبیر افتتاحیه را میگوید، باید قصدش این باشد که وارد در نماز است ولی شارع به او اجازۀ انصراف را داده است. همانطور که در موقع نماز درصورتیکه آن را تبدیل به نفل کنید، شارع اجازۀ انصراف میدهد یا عذری پیش میآید و نمازتان را میشکنید یا جماعت را به فرادیٰ تبدیل میکنید یا احساس اضطرار میکنید و نماز را میشکنید؛ منبابمثال خطری متوجه بچه است، میخواهید بچه را بگیرید، لذا نماز را رها میکنید، در اینجا هم این تکبیرات جزء نماز است ولکن شارع اجازۀ انصراف تا تکبیرة الإحرام را داده است. اشتباه است که الآن مردم این را بهعنوان مقدمات میآورند و خیال میکنند مثل اقامه یا اذان است، اینطور نیست بلکه تکبیرات افتتاحیه جزء صلاة است و باید در آن، نیّت صلاة کرد و نباید قصد برگشت از آن را داشت. حالا اگر شخص به علتی، اضطرار پیدا کرد ـ بیجهت هم نباید نماز را بشکند ـ شارع این اجازه را داده است که ـ تا تکبیرة الإحرام ـ برای او انصراف پیدا شود.
- الکافی، کتابُ الصّلاةِ، بابُ اِفتتاح الصّلاة و الحدِّ فی التّکبیرِ و ما یقالُ عند ذلک، ص ۳۱۰، ح 7:
«عنِ الحلبِی عن أبِیعبدِالله علیه السلام قال: ”إِذا اِفتَتَحتَ الصّلاةَ فَارْفَعْ کَفّیکْ ثُمّ اُبسُطهُما بَسطاً ثُمّ کَبِّر ثَلاثَ تکبیراتٍ ثُمّ قُلِ: اللهمّ أنت المَلِک الحَقُّ لا إِله إِلاّ أنتْ سُبحانک إنّی ظلمتُ نفسی فاغْفِر لی ذنبی إنّهُ لا یغفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أنتْ. ثُمّ تُکبِّرُ تکبِیرتینِ، ثُمّ قُل: لبّیک و سَعدَیک و الخیرُ فی یدَیکَ و الشَّرُّ لیس إِلیک و المَهدی مَن هَدیتَ لا مَلجأ مِنکَ إِلاّ إِلیکَ سُبحانَک و حَنانَیکَ تَبارکتَ و تَعالیتَ سُبحانکَ رَبَّ البَیتِ. ثُمّ تُکبِّرُ تکبِیرتینِ، ثُمّ تقُولُ: ﴿وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾ عالِمِ الغیبِ و الشّهادةِ ﴿حَنِيفٗا﴾ مُسلِماً ﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾ ﴿إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُۥ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾ ثُمّ تَعَوَّذْ مِن الشّیطانِ الرّجِیمِ ثُمّ اِقرأ فاتِحَةَ الکتابِ“.»
ترجمه: «حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ”چون نماز را شروع كردى، دستان خود را بالا ببر، سپس كف دستان خود را بهطور كامل باز كن و سه بار تكبير بگو و بعد اين دعا را بخوان: اللهمّ أنت الملك الحقّ لا إله إلاّ أنت سبحانك إنّی ظلمت نفسی، فاغفر لی ذنبی إنّه لا یغفر الذّنوب إلاّ أنت.
آنگاه دو تكبير بگو، سپس بخوان: لبّیك و سعدیك و الخیر فی یدیك و الشّرّ لیس إلیك و المهدیّ من هدیت لا ملجأ منك إلاّ إلیك سبحانك و حنانیك تباركت و تعالیت سبحانك ربّ البیت.
سپس دو بار تكبير بگو، آنگاه بگو: وجّهت وجهی للّذی فطر السّماوات و الأرض عالم الغیب و الشّهادة حنیفا مسلما و ما أنا من المشركین إنّ صلاتی و نسكی و محیای و مماتی للّه ربّ العالمین لا شریك له و بذلك أمرت و أنا من المسلمین.
سپس از شیطان راندهشده پناه ببر و سورۀ فاتحه را بخوان“.»
- الکافی، کتابُ الصّلاةِ، بابُ اِفتتاح الصّلاة و الحدِّ فی التّکبیرِ و ما یقالُ عند ذلک، ص ۳۱۰، ح 7:

