ادلّۀ بساطت احرام (3)
7حالا که به تکبیرة الإحرام رسیدهایم، اینجا دیگر مرتبۀ عزم و جزم به مرتبۀ فعلیت میرسد. دیگر در اینجا نمیشود عمل منافی انجام داد. حالا منظور مرحوم شیخ یا مرحوم شهید و امثالهم که قائل به بساطت در احرام هستند و احرام را عبارت از نیّت میدانند، کدام یک از این مراتب نیّت است؟! آیا نیّت بر انجام است؛ مثل اینکه شما تجدید وضو میکنید؟! معلوم است که این جزء احرام نیست؛ همانطوری که این جزء صلاة نیست. یا اینکه منظورشان همان نیّت مباشر با تکبیرة الإحرام است. شما در نیّت مباشر با تکبیرة الإحرام چه میفرمایید؟! آیا آن نیّت مباشر با تکبیرة الإحرام جزء صلاة است یا نیست؟! قطعاً جزء صلاة است، اگر جزء صلاة نباشد، آن صلاة، بهعنوان مرضی و بهعنوان مکلّف مِن عند الله، اتیان نمیشود. شما که نیّت بر صلاة میکنید، یعنی تکبیرة الإحرام میبندید، احرام برای نماز میبندید، آن نیّت بهعنوان ورود ـ من وارد شدم ـ جزء صلاة است چون اگر نباشد نماز باطل است؛ شما هنوز وارد نشدهاید. قبل از نیّت که نمازی نبوده است؛ بعد از نیّت هم که نماز منعقد شد؛ پس نیّت این وسط چه بود؟ آیا میشود که عبد و مکلف، عمل و فعلی را انجام دهد که آن عملش، عمل مکلفٌبه و مأمورٌبه نباشد ولکن بعدش آن مکلفٌبه و مأمورٌبه در عالم خارج حاصل شود؟! نمیشود. اگر صلاتی است که مِن قِبَل الله است، آن نیّت صلاة هم مِن قِبَل الله است؛ لذا شارع میگوید و تصریح میکند که باید ملتزم به ورود به صلاة بشوید؛ یعنی منِ شارع و منِ مکلِّف میگویم که باید نیّت ورود کنید و تکبیرة الإحرام را بگویید. تکبیرة الإحرام را بگویید یعنی باید نیّت ورود در نماز کنید، پس خود شارع میگوید که نیّت کن. نمیگوید که همینطور تکبیرة الإحرام را بگو تا صدایت خوب شود مثل اینکه در حمام میخوانی یا اینکه تکبیرة الإحرام بگو تا دستهایت بالا برود و ورزش کنی! بلکه میگوید که آن تکبیرة الإحرامی را که تو را وارد در نماز میکند، بگو؛ یعنی نیّت کن، نیّت ورود در صلاة همراه با بلند کردن دست. این نیّت میشود نیّت جزء صلاتیه.

