ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام - 14-11-1432
ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام
10خوب به یاد دارم که یک وقت طفل پنجساله بودم، در زمان آقای بروجردی ـ خدا رحمتشان کند ـ آخر ماه رمضان یومالشک بود! اصلاً یومالشک که هیچ، یومالقطع بود! خلاصه خیلی قضیۀ عجیبی بود. برای آقای بروجردی هم ثابت نشده بود. قطعاً آن روز، روز سیام ماه مبارک بود. بندهخدایی در طهران که حالا اسمش را نبریم، روزهاش را خورد و گفت که برایم ثابت است و روزۀ خود را افطار کردهام. حالا اصلاً روزه نمیگرفت! معدهاش را عمل کرده بودند اما میگفت که من الآن میخورم. ایشان خیلی کار اشتباهی کرد، در همهجا؛ اینطرف و آنطرف بازار هم پیچید که فلانی گفته است که امروز روز عید است و جلوی افراد چایی و آب خورده است. آقای بروجردی میگفتند که برای من ثابت نشده است. هرچه آمدند و رفتند [فایدهای نداشت] تا اینکه اطرافیان گفتند که آقا عیب است! زشت است! مصلحت نظام است! هان ببخشید! مصلحت نظام روحانیت است! مصلحت مرجعیت است! مصلحت فلان است! از این حرفها دیگر. از این مصالح که هستند! بله، افرادی که ماشاءالله ...! ایشان میگفت که مصلحت چیست؟ ماه را ندیدهام، اعلان هم نمیکنم! اینجا است که انسان باید در قبال فشار اطرافیان، صلابت داشته باشد و سست نشود.
دوباره فشار از اینطرف، علماء بلاد، رئوس مُدُن و امثالهم، تلگراف بزن و چه اتفاقی میافتد آقا! آبرو میرود! خلاصه ایشان بعدازظهر حکم کردند بر اینکه روزه [را افطار کنید]. گفتند که برای ایشان ثابت شده است، حالا دیگر چه میدانیم؟! گفتند ثابت شده است؛ بیش از این دیگر ما توضیح نمیدهیم که چه شد! من به یاد دارم که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ تا بعد از ظهر آن روز روزه داشتند. حتی به ایشان گفتند که بیرون بروید، ایشان گفتند: «وقتی که ماه رمضان است، برای چه باید بیرون بروم؟! یعنی چه؟!» مرتباً به مساجد فشار میآوردند که در مساجد نماز بخوانند، خوب به یاد دارم. بعد گفتند که آقای بروجردی حکم کرده است، ایشان گفتند: «وقتی آقای بروجردی حکم کرده است، ما باید از باب اینکه حکم مرجع است ـ لابد برایش ثابت شده است یا هر چه که هست ـ اطاعت کنیم و انجام دهیم.»

