نیّت احرام (1)
2أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم
بسم الله الرحمن الرَّحِیمِ
صحبت در کیفیت انعقاد احرام از مواقیت بود و عرض شد که احرام مثل سایر امور عبادی یک امر بسیط است.
نیّت از مقولۀ مجردات
بهطورکلی ترکّب در نیّت معنی ندارد؛ چون نیّت عبارت است از یک امر قلبی که از مقولۀ مجردات است و در مجردات ترکّب راه ندارد بلکه ترکّب در مادیّات است که در این صورت میشود این مسئله به خود صلاة تعلّق بگیرد که «أوله التَّکبیر و آخره التَّسلیم»1 و بینهما مِن الأَذکارِ و الأَورادِ و الأَفعالِ، حقیقت صلاتیه به این کیفیت است اما معنی ندارد که در نیّت برای صلاة، ترکیب باشد. نیّت صلاة یک نیّت خاصی است، ورود در نُسک خاص میباشد که این نُسک خاص دارای خصوصیاتی است که با صوم، حج، زکات و سایر عبادات فرق میکند؛ وقتی که انسان نیّت را قبل از تکبیرة الإحرام در خودش متحقق میکند، طبعاً ملتزم به لوازم آن نیّت هم خواهد شد.
بنابراین اینکه بزرگان احرام را عبارت از التزام به تکالیف خاصّه دانستهاند و بعضی التزام را غیر از نیّت شمردهاند، محلِّ اشکال است زیرا التزام چیزی جز نیّت نیست. وقتی که انسان برای انجام کاری نیّت میکند، طبعاً به لوازم آن هم ملتزم خواهد شد مثلاً در حج، انجام واجبات و إعراض از منهیّات و مبطلات خواهینخواهی وجود دارد.
اشکالی که در اینجا نسبت به این مبنا وارد میشود این است که تصور اینها از نیّت، یک تصور بدْوی و سطحی بوده است.
نیّت امری مستمر و ذو مراتب
همانطور که در جلسات قبل بیان شد، نیّت عبارت است از یک امر مستمر که ممکن است دارای مراتب باشد؛ یعنی انسان نیّت انجام تکلیف میکند ولی در واقع هنوز وقت برای آن تکلیف نیامده است منبابمثال شما الآن نیّت برای اقامۀ صلاة ظهر دارید چون مسلمان باید نیّت داشته باشد ولی هنوز وقتش نرسیده است؛ الآن نیّت برای اقامۀ مراسم عزای عاشورا دارید اما وقتش الآن نیست بلکه یک ماه یا چهل روز دیگر است؛ الآن نیّت برای اقامۀ جشن غدیر و مسئلۀ غدیر و مراسم آن را دارید اما هنوز وقتش نرسیده است؛ اگر نیّت نداشتید، پیگیری نمیکردید، همین نیّت و اراده است که جلوی فرار مکلّف را در واجبات میگیرد.
- الکافی، ج 3، کتاب الطّهارة، باب النّوادر، ص 69، ح 2:
«عنِ القدّاحِ عن أبیعبدالله علیه السلام قالَ: قال رسُولُ الله صلّی الله علیهِ و آلِهِ: ”اِفتِتاحُ الصّلاةِ الوُضُوءُ و تَحریمُها التّکبیرُ و تَحلیلُها التَّسلیمُ“.»
- الکافی، ج 3، کتاب الطّهارة، باب النّوادر، ص 69، ح 2:

