نیّت احرام (1)
4اگر الآن به مسافرت بروید مولا کاری با شما ندارد، به جایی رفتهاید که قطعاً تا لیلة الخمیس برنمیگردید ولی مولا الآن کاری با شما ندارد حتی فردا عصر و غروب هم کاری با شما ندارد، فردا شب هم کاری با شما ندارد اما همینکه وقت گذشت، یقۀ شما را میگیرد که چرا زید را اکرام نکردید؟! میگویید: «من مسافرت رفته بودم!» مولا میگوید: «به من چه مربوط است که به مسافرت رفته بودی؟! من از تو اکرام زید را میخواهم! آیا وقتی که به مسافرت رفتی، گفتم نرو؟! میرفتی مسافرت، فردا برمیگشتی، من کاری نداشتم؛ میرفتی فردا عصر برمیگشتی؛ اصلاً از بیرون غذا میگرفتی میآوردی، غذای حاضری، یکدانه از این چلوکبابها پیدا میکردی!»
مراسم گرفتن در تالارها موجب از بین رفتن برکات
الآن آدم به هرجا که میرود از بیرون غذا میگیرند و میگویند: «بیا بخور!» دیگر غذاهای داخل منزل ازبین رفته است، آن برکتها همه ازبین رفته است. سابق غذاها را در خانه درست میکردند، اطعام میکردند. الآن شخص در تالار عروسی میگیرد! از حج میآید، تالار! حج که دیگر تالار و مالار ندارد! عزا میخواهد بگیرد، تالار! میگویند: «مردم اینجا میآیند و کثیفکاری میکنند، خانه را، مبل را، دم و دستک و اینها که تمیز است را بههم میریزند و خراب میکنند؛ میرویم تالار، سر و تهش را بند میآوریم و یک نفر هم میآید برایمان چندتا قر میدهد و یا دوتا یا علی میخواند و چندتا هم روضۀ فرنگیس میخواند... !»
جایی رفته بودیم، [اسم] دخترش فرنگیس بود که در آلمان بود و نیامده بود. تمام نیم ساعت را برایمان روضۀ فرنگیس خواند! البته بنده نه، یک عدهای آنجا بودند و چراغ را هم خاموش کرده بودند و گریه هم میکردند برای اینکه این دختر آنجا بوده و بر سر جنازۀ پدرش نیامده است! [این چه طرز روضه خواندن است؟!] بعد هم برای خالی نبودن عریضه، دوتا یا علی هم گفت و مجلس را تمام کرد و پولش را گرفت و به خانهاش رفت! الآن مجالس ما شده تئاتر! همهاش تئاتر است! تئاتر، فیلم، دم و دستک، بازی!

