نیّت احرام (1)
6در این قضیه، مولا میگوید: «من فقط از تو این را خواستهام، به چیز دیگری کار ندارم»، وقتی که اینطور است، آیا عبد میتواند به بهانۀ شرطیّت زمان برای تحقق مکلفٌبه، از مسئولیت فرار کند و بگوید که هنوز زمان آن نیامده است؟! نمیتواند این کار را انجام دهد. همین مسئله، مربوط به صلاة هم میباشد. شما الآن نیّت صلاة ظهر دارید یا ندارید؟! ما نیّت نماز ظهر داریم ولی هنوز وقتش نیامده است. فرض کنید شما پنج دقیقه قبل از ظهر یک قرص میخورید و این قرص شما را به خواب میبرد تا موقع غروب. آیا میتوانید این کار را انجام دهید؟! خیر! حرام است چون مکلفٌبه، الآن تکلیف تنجّزی پیدا کرده است ولی هنوز به فعلیّت نرسیده است. وقتی که مولا میگوید: «نماز بخوان»، آیا در «أقم الصلاة» نهفته است که به یک طریقی میتوانی از این صلاة فرار کنی؟! اینطور نیست! وقتی که اینطور نیست، پس چرا واجب مشروط میگویند؟! همۀ این واجب مشروطها واجب مطلق میشوند. همانطوری که سابق عرض شد واجب مشروط فقط مربوط به مواردی است که مکلفٌبه، وجوداً و عدماً مشروط است به تحقق شرط در او مثل خسوف، نماز آیات و امثالذلک که هم وجوداً و هم عدماً، این متوقف بر شرط است؛ لذا انسان میتواند ذمّۀ خود را از این نماز آیات بریء کند. فرض کنید که عصر امروز در اینجا کسوف اتفاق میافتد، مکلّف قبل از عصر به کشور دیگری میرود که اصلاً در آنجا کسوفی اتفاق نمیافتد، در این صورت نماز آیات بر او واجب نیست چون حضور شخص در وقت کسوف، شرط برای تعلّق وجوب است و شخص میتواند خودش را از این حضور منتفی کند! اختیار با مکلّف است چون مولا نگفته است که حتماً در اینجا توقف کن و کسوف را ببین و بعد هم نماز بخوان! مولا گفته است که اگر در اینجا بودی و کسوفی اتفاق افتاد و مطلع شدی ـ البته نه در کسوف کامل بلکه اطلاع در کسوف ناقص است ـ آنوقت باید نماز بخوانی. اگر بعداً مطلع شدی مثلاً خوابت برده بود، تکلیفی بر تو نیست. در مورد زلزال و امثالذلک مسئله فرق میکند و به اطلاع ربطی ندارد.

