نیّت احرام (1)
8بنابراین کسی که برای انجام کاری [مثل نماز] نیّت دارد، نفس نیّت او دلالت بر تکلیف میکند اما این نیّت، برای تکبیرة الإحرام و اقامۀ صلاة کافی نیست؛ لذا در موقع اقامۀ صلاة نیّت دیگری لازم است که آن نیّت عبارت است از التزام ورود در صلاة و التزام به انجام واجبات و ترک منهیات و مبطلات. نیّت دوم، با نیّت اول فرق میکند. روی این حساب، اشکال مقرّرین به بزرگانی همانند شیخ طوسی و امثال او که فرمودهاند: «نیّت در احرام عبارت است از التزام»، وارد نیست. چون اینها التزام را جدای از نیّت فرض کردهاند؛ گفتهاند که نیّت یک مسئله است و ما نیّت بر التزام داریم. اگر التزام عبارت از نفس نیّت باشد، دیگر در این صورت انسان نمیتواند نیّت بر نیّت داشته باشد! درحالیکه التزام همان نیّت است ولی نیّت فعلیهای که با نیّت قبل نسبت به انجام عبادت در مستقبل تفاوت میکند. این اشکالی ندارد.
بنابراین یکی از واجبات احرام عبارت است از نیّت و همانطوری که عرض کردیم، انسان میتواند نیّت احرام را در میقات انجام دهد، ـ بهتر هم همین است ـ اما تلبیه را بعد از گذشت زمانی از مسجد شجره منبابمثال بعد از یک کیلومتر، بگوید و اگر بین نیّت احرام و تلبیه عمل منافی انجام دهد، اشکال ندارد ولی نیّت باطل میشود و باید دوباره به میقات برگردد و مجدداً نیّت احرام کند. وقتی که تلبیه را بگوید، نیّت برای او ملزِم خواهد شد. البته تلبیه در مورد حجّ افراد و حجّ تمتع اما در مورد حج قران بهواسطۀ تقلید که انداختن کفش دور گردن شتر است و اشعار1 که قسمت راست شتر را خونی کردن است،2 تمام ملزمات بر آن شخص فعلیّت پیدا میکند.3 بنابراین نیّت، همان ورود در عمل خاص و نُسک خاص، انجام دادن اعمال خاصه و ترک منهیّات است که این هم همانطوری که عرض کردیم بسیط است و مرکب نیست. احرام هم از این نقطهنظر میتوانیم بگوییم که بسیط است. إنشاءالله در جلسۀ آینده به بحث تلبیه میپردازیم.
- وسائل الشیعة، ج ۱۱، ابواب اقسام الحج، باب 12، ص ۲۷۹، ح 20:
«عن مُعاوِیةَ بنِ عمّارٍ عن أبیعبدالله علیه السلام قال: ”یوجِبُ الإِحرامَ ثلاثةُ أشیاءَ التّلبِیةُ و الإِشعارُ و التّقلِیدُ فإِذا فَعَلَ شیئاً مِن هذِهِ الثّلاثةِ فقد أحْرَمَ“.» - الکافي، ج 4، کتاب الحج، باب صفة الإشعار و التقلید، ص۲۹۷، ح 6:
«عن مُعاوِیة بنِ عمّارٍ عن أبیعبدالله قال: ”البُدنُ تُشَعرُ مِن الجانِبِ الأیمنِ و یقُومُ الرّجُلُ فِی جانِبِ الأیسرِ ثُمّ یُقلِّدُها بِنعلٍ خَلَقٍ قَد صَلّى فِیها“.» - امام شناسى، ج 6، ص 36، تعلیقه 1:
«إشعار عبارت است از آنكه صفحه راست كوهان شترى را كه به عنوان هدى و قربانى خود به مكّه مىبرند، خونآلود نموده، بهطوری که خون بر صفحه آن كوهان جارى شود. و تقليد عبارت است از آنكه يك جفت كفشى را كه آن شخص در آن نماز خوانده است، به هم گره زده و در گردن آن شتر و يا گاو و يا گوسفند آويزان كنند.»
- وسائل الشیعة، ج ۱۱، ابواب اقسام الحج، باب 12، ص ۲۷۹، ح 20:

