
احرام قبل از مواقیت (1)
و استثنائات حرمت احرام قبل از میقات
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (1) - 16-06-1434
احرام قبل از مواقیت (1)
توضیحات:
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (1) - 16-06-1434
احرام قبل از مواقیت (1)
3واقعیت و حقیقت محوریت توجه الی الله
خیلی عجیب است! آدم در اینجا روایاتی را که میخواند به آن واقعیت و حقیقت محوریت توجه الی الله پی میبرد.1
اگر نظر رفقا باشد ما قبلاً اینها را در ادلّۀ عدم جواز احرام از محاذات عرض کردیم. تعبیر در اینجا تعبیر به وقت است، یعنی همان میقات و آن مکان مشخص.
بعضیها گفتهاند که ممکن است «وقت» حتی میقات به محاذی را هم شامل شود بهجهت اینکه آنجا هم یک مکانی است که صدق تشخّص برای احرام میکند و براساس صدق تشخّص، میشود میقات هم در آنجا صدق کند2 ولی این مطلب خلاف ظاهر است چون میقاتی که در روایات داریم، یک مکان مشخص است و اگر قرار باشد محاذات با میقات را هم شما «وقت» بدانید، دیگر تشخّص در اینجا ازبین میرود چون باید بگویید که به مقدار دایرۀ زمین در این منطقه میقات داریم؛ اگر خطی را شما به دور مکه ترسیم کنید، همهاش میقات میشود، پس به اندازۀ هر ده متر به ده متر باید بگویید که مواقیت داریم. این خلاف بوده و ظاهرالبطلان میباشد. بنابراین به محاذی با میقات، میقات نمیگویند و حالا که بر محاذی با میقات، عنوان میقات صدق نمیکند، در اینجا منظور از وقت و میقاتی که امام علیه السلام میفرماید، همان مواقیتی است که وَقَّتَها رسول الله و این «وَقَّتَ» به معنای تعیین است. وقت به معنای توقیت یعنی تعیین ولی چون تعیین در زمان است وقت را به معنای زمان میگویند3 والاّ وقت در مکان هم اشکالی ندارد و میشود «در چه وقتی»، حتی اطلاق بر مکان شود. بله ـ توقیت ـ در روایت داریم که «کَذَبَ الْمُوَقِّتُونَ»،4 یعنی کسانی که وقت برای ظهور حضرت تعیین کرده و میکنند. کذبشان هم معلوم شد؛ کسانی که گفتند: «حضرت چه سالی ظاهر میشود» همه اشتباه است. بنده خودم از یکی از افرادی که معروف بود ـ خدا او را بیامرزد ـ شنیدهام. ما نباید مبانی دین را اینطور با مردم در میان بگذاریم، وقتی که دستور نداریم، نباید چیزی بگوییم. بله! اگر به ما بگویند که بگویید، ما هم میگوییم: «چشم». با نگفتن چیزی از ما کم نمیشود و با گفتن هم چیزی بر ما اضافه نمیشود. وقتی که میگویند: «کَذَبَ الموقّتون و الوقّاتون»5 باید بگوییم: «چشم».
- جهت اطلاع بیشتر به کتاب روح مجرد، ص142 ـ 146 و اسرار ملکوت، ج 1، ص153 ـ 171 رجوع شود.
- عروة الوثقى، ج 4، ص 635:
«التاسع: محاذاة أحد المواقیت الخمسة، و هی میقات من لم یمر على أحدها، و الدلیل علیه صحیحتا ابن سنان، و لا یضر اختصاصهما بمحاذاة مسجد الشجرة بعد فهم المثالیة منهما ... .» - لسان العرب، ج 2، ص 107:
«وقت: الوَقتُ: مقدارٌ مِنَ الزمانِ، و کلُّ شَیءٍ قَدَّرتَ لَهُ حِیناً، فَهو مُؤَقَّتٌ، و کَذلكَ ما قَدَّرْتَ غایتَه، فَهو مُؤَقَّتٌ. ابنُ سِیدَهْ: ”الوَقتُ مِقدارٌ مِنَ الدَّهرِ مَعرُوفٌ“ و أكثر ما یُستعمل فِی الماضِی، وَ قَدِ اسْتُعمِلَ فی المُستَقبَلِ، واسْتَعمَلَ سِیبَوَیهِ لَفَظَ الوَقتِ فی المَكانِ، تَشبِیهًا بِالوَقتِ فِی الزَّمَانِ، لأَنه مِقدارٌ مِثْلُهُ، فَقالَ: ”و یتَعَدَّى إِلى ما كانَ وَقْتًا فِی الْمَكانِ، كمِیلٍ و فَرْسخ و بَرِید“.» - الغيبة (للطوسی)، ج ۱، ص 4۲6؛ بحار الأنوار، ج 5۲، ص ۱۰۳:
«عَن مُنذِرٍ اَلجوَّازِ عَن أَبیعبدالله علیه السلام قالَ: ”کَذَبَ اَلمُوَقِّتُونَ ما وَقَّتْنَا فیما مَضَى و لا نُوَقِّتُ فیما یستَقبِلُ“.» - الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب کراهیة التوقیت، ص۳6۸، ح 3:
«عَن أَبی بَصیرٍ عَن أَبیعَبدِالله علیه السلام قالَ: ”سأَلْتُهُ عَن اَلقائمِ علیه السلام فقالَ کَذَبَ اَلوَقَّاتونَ إِنّا أَهلُ بَیتٍ لا نُوَقِّتُ“.»
