اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-21

جلسه ۱۳۶

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-21

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۶

15
  • یا اینکه وقتی به یک خطیب سلام می‌کنی او هم واجب است جوابت را بدهد، امّا آیا ملائکه بر این سلام تو ثواب می‌نویسند، ابداً نمی‌نویسند، هم سلام کردی، هم مورد اعتراض مردم قرار گرفتی و هم این‌که هیچ نتیجه‌ای و ثوابی بر تو مترتب نیست، خسرالدنیا والآخره همین را می‌گویند دیگر، هیچ چيز مترتب نیست. درست شد؟ 

  • پس بنابراین ظروف مختلف است که می‌آید و این ظروف، خودِ فعلی را که فی‌حد نفسه مقرّب است آن فعل را مبعد می‌کند بواسطه آن شرائط و به‌ واسطه آن ظروف. 

  • پس بنابراین در یک همچنین شرائطی این فعل باز چیست؟ می‌شود فعل مبغوض چون خود فعل به واسطه شرائط جهت پیدا می‌کند. فعل بدون شرائط که ما نداریم، هر فعلی از افعال را در نظر بگیرید و هر عبادتی را در نظر بگیرید بالاخره در تحت یک شرائطی قرار می‌گیرد که آن شرائط صورت مسأله آن مورد را برای شما بیان می‌کند1.

  • گاهی اوقات ما خدمت مرحوم آقا رحمة الله علیه می‌رسیدیم، می‌دیدیم که دارند نگاه می‌کنند. سلام علیکم، سلام علیکم آقا، کجا بودید؟ گاهی وقت‌ها می‌رفتیم می‌دیدیم مشغولند، اصلاً صدایمان در نمی‌آمد سلام هم نمی‌کردیم، اگر سلام می‌کردیم سرش را بلند می‌کرد جوابمان را هم می‌داد، خوب حال شما چطور است؟ ولی چه بود می‌دیدیم که مطلب از دست در می‌آید. در بعضی از اوقات می‌رفتیم پیششان، تا می‌خواستیم حرف بزنیم، اشاره می‌کردند به سکوت، یعنی بلند شو برو حالم مقتضی نیست. 

  • گفتم یک دفعه قضیه‌ای که یکی می‌خواست از ایشان یک دستوری بگیرد و خلاصه یک چند روزی همین‌طوری خلاصه آخرش عصبانی شد و گفت: آقا این رسمش است؟ ما هم شروع کردیم دستش انداختن، گفتم حالا یک هفته دیرتر به فنا برس مسأله‌ای اتفاق نمی‌افتد! حالا گیرم شما یک هفته دیرتر به فنا رسیدید، گفت: آقا این‌جوری جواب می‌دهند؟ گفتم: دیگر گاهی این‌جور می‌شود! حالا این چه اتفاقی افتاده که نمی‌داند که بيچاره. ما رفتیم دو دفعه گاهی اوقات فلان در بعضی اوقات می‌رفتیم تا می‌خواستیم... علامت سکوت بلند شو برو حال ندارم، خودمان دیگر می‌فهمیدیم حال دارند یا نه. من الآن خودم گاهی اوقات تلفن روی میز است همین تلفن روی میز است، شخص تلفن می‌کند من هم دارم می‌بینم که دارد تلفن می‌کند، حال جواب دادن سلام علیک را ندارم همین‌طور می‌نشینم، بزن، بزن که داری خوب می‌زنی، قشنگ همین‌طوری تلفنش را هم می‌کند، زنگ هم می‌زند، بعد می‌گوید آقا تلفن کردیم نبودید، می‌گویم: نخیر آقا بودم اتفاقاً هم دیدم ولی حال برداشتن نداشتم، نداریم دیگر، دعا کن حالش پیدا بشود، برمی‌داریم با شما چاق سلامتی هم می‌کنیم، ولی خب وقتی نیست آدم ديگر به خودش تحمیل که نباید بکند . 

    1. جهت اطلاع رجوع شود به مقدمه رساله طهارت ذاتي انسان و افق وحي ص193 الي 195.
/ 260