جلسه ۱۳۸
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-27
جلسه ۱۳۸
8من در یک سفری که به تركيه داشتيم در استانبول بودیم، از یک موزه استانبول دیدن کرده بودیم، یک شمشیری در آنجا بود، در موزه خیلی چیزها بود، موی پیغمبر بود! جبّه حضرت زهرا، لباس سید الشهداء در روز عاشورا! یک چیزهایی در آنجا بود! عمامه حضرت یوسف! یا مثلاً فرض بکنید عصای حضرت موسی، با خودم گفتم این عصا به او نمیآید اژدها بشود! یک عصای اینجوری! چون میگویند که عصای حضرت موسی پیش امام زمان است، به این که من نگاه میکردم بهش نمیآمد که این عصا اژدها شود!! آن عصا تنه درخت بود! اين یک چوب نازک اینقدری، کج وکله، نمیآمد که تبدیل به یک مار شود، حتی یک مار نازک چه رسد به اژدها!!! خلاصه عصای موسی بود.
از جمله شمشیر خیلی بزرگی بود، اگر این بود معلوم بود که زبیر خیلی پهلوان بود، یک شمشیر بزرگ و صاف و البته خب آثار قدمت را داشت، خیلی قدیمی و زنگ زده، نوشته بود شمشیر زبیر. خیلی برایم جالب بود، گفتم عجب! در فکر رفتم! کنار نشسته بودم و فکر میکردم، این شمشیر من را به فکر انداخت، حالا به صحت و سقمش کاری نداریم به اصل قضیه که چطور یک شمشیری که یک روز غم و اندوه را از چهره رسول الله میزدود، این شمشیر در مقابل حقّ میایستد! در مقابل علی ، علی همان پیغمبر است رسول الله ثانی است، در قبال همان رسول الله یک روزی میایستد! عجیب است! در قبال همان رسول الله این شمشیر میآید و جنگ میکند، به خدا باید پناه ببریم، واقعاً هر لحظه ما در امتحان و در آزمون هستیم.
شما نگاه میکنید میبینید همین، ولی حر نه! حر آمد و تا آخر خط را رفت، آمد داد زد آی مردم ما غلط کردیم، ما فلان کردیم، حق با حسین است، تمام این کارها را کردیم بیخود است و من هم رفتم و ملحق شدم و خلاصه خودتان میدانید و رفت و شد در همان خیمه و...

