جلسه ۱۴۱
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکتهها و گفتههای استاد - 1435-02-12
جلسه ۱۴۱
10تلمیذ: به دليل اين كه استاد است!
استاد: مگر همه چیز را باید گفت؟ اگر قرار باشد انسان همه چیز را بگوید، آن که همینطور بچه چهارساله تا آخر هم چهارساله میماند، چهارصد سال هم از او بگذرد چهارساله است.
تلميذ: چطور مرحوم قاضی ميآيند و تحت الحنك را در حال نماز برای علامه طباطبایی باز ميكنند ولی...؟
استاد: یاد میدهد، یاد میدهد به خاطر اینکه نمیداند، به خاطر اهمیت قضیه است. ما در وهله اوّل طلب عفو و بخشش ميکنیم از جسارت و تجرّی که نسبت به بزرگان داریم، اوّل نسبت به این، حساب خودمان را تسویه کنیم. علامه طباطبایی و بزرگان کجا و ما کجا! لذا میگوییم در مسأله اوّل ما اطلاع نداریم بر اینکه چه گذشته است بین آنها گفتهاند و یا نگفتهاند، چطوری بیان کردهاند این را ما نمیدانیم، ما هستیم و همین ظاهری که داریم میبینیم. صحبت ما این است، حالا شاید آقای مرحوم قاضی به آقای طباطبایی دستور خاصی داده باشند، ما که خبر نداریم دیگر، دلیل هم ندارد که این بزرگان بیایند و بگویند. برای خود من خیلی اتفاق افتاده که بسیار از مواردی که مرحوم والد ما در ارتباط با استادشان مرحوم حداد داشتند سعی بر کتمانش از ما را داشتند. منتهی ما از یک طریقی میفهمیدیم! حتی سعی در کتمان داشتند به نحو اکید، منتهي حالا از یک طریقی ما متوجه میشدیم و من هم نگفتم، تا حالا هم نگفتهام و به کسی هم نميگویم که چه مسائلی بوده، دلیلی ندارد. مرحوم آقا هم به بنده یک چیزهایی گفتند که تا حالا به کسی نگفتهام، همین مسائل و اتفاقاتی که بعدِ خودشان اتفاق خواهد افتاد، یک آمادگی به من ایشان داده بودند، حالا بگذریم. این یک چیزهایی است که بعداً انسان براساس همان حرکت میکند، براساس همان مدرکات راه میرود و حرکت میکند و جلو میرود، الزامی هم نیست که انسان هر چیزی را بیاید بگوید، چه الزامی است؟ یک عدّه این را میخواهند، آخر این را میخواهند به من چه مربوط است که بیایم و بگویم که حتماً زنجیر بیندازیم گردن آن و بکشیم اینجا بیاوریم. آقا نمیخواهد. این، این را میخواهد و آن، آن را میخواهد. آن میگوید آقا من میخواهم این راه را بروم امام زمان هم بگوید من گوش نمیدهم. آدم به اين شخص چه بگوید؟ برو بابا! دیگر چیزی نیست که انسان بخواهد صبر کند و بخواهد نسبت به آن إبرام و إصراری داشته باشد، هر کسی در اینجا خودش، راه خودش را و وظيفه خودش را ميداند.

