جلسه ۱۴۱
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکتهها و گفتههای استاد - 1435-02-12
جلسه ۱۴۱
11کما این که وقتی که مرحوم آقا خواستند بروند به نجف، مرحوم علامه طباطبایی نمیگفتند که برو پیش آقای حداد، با اینکه میگفتند که آقای حداد چه شخصی در آن زمان بود و دارای چه خصوصیاتی بود1. گفتند برو پیش مرحوم آقا شیخ عباس قوچانی، چرا نگفتند؟ شما که میدانید این، از آن بالاتر است، این چیزی نیست که آقای طباطبایی نداند، بنده میدانم، بنده در آن زمان که 17 سالم بود میدانستم، ما که رفتیم و در نجف ملاقات کردیم نگاه میکردیم به ایشان یک حرفهایی میزدند، آدم میفهمد، این که چیزی نیست، هم چنان معمایی نیست، هر كه بیاید همین که نگاه کند میفهمد و اصلاً نیاز به حرف زدن هم ندارد، همینطور یک نگاه به این و یک نگاه به آن هم بکنی... ـ انشالله خدا همه را مشمول رحمت خودش كند ـ حالا چه برسد به اینکه در مقام صحبت بیاید، چه مقامی! نگذارید ما دهنمان باز شود یک چیزهایی بگوییم که نباید بگوییم، خلاصه:
شِنْشِنَةٌ أَعْرِفُهَا مِنْ أَخْزَمٍ هَلْ تَلِدُ الْحَیَّةُ إِلَّا الْحَیَّة 2
اینطور نبودهاند دیگر.
امّا مطلب دیگری که هست در اینجا این است که اینجا یک مسائلی است که به خصوصیات فردی خود شخص برمیگردد استاد به این مطالب اشراف دارد، ما نداریم. لذا حرکات بر طبق همان مسائلی دور میزند که او اشراف نسبت به آنها دارد. اصلاً در اینجا یک مطالب و چیزهایی میبینیم.
ببینید مسأله همین است، عرض میکنم باز ما جسارت و تجری داریم دیگر وگر نه اصلاً نباید در این گونه مطالب صحبت کنیم، اینها چیزهایی است که در سطح فضای خود بزرگان با آن بینشها و برنامهها و تربیت و نحوه تصرفاتی بود که خودشان داشتند و ما را چه رسد به اینکه بخواهیم به آن فضا وارد بشویم. امّا من حیث المجموع همانطوری که من عرض کردم، در اینگونه موارد وقتی که مطالبی برای من پیش میآمد که از مرحوم آقا سؤال می کردم ایشان صحبت مرا بیپاسخ میگذاشتند و این بیپاسخ بودن خودش اشاره و علامت به بعضی از مطالب میتواند باشد.
- روح مجرد ص11 و 12
- بحار الانوار، ج 45 ص 143.

