عدم مقبولیت عمل اصحاب
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-17
عدم مقبولیت عمل اصحاب
4ایشان از بهترین شاگردانشان بودند همه هم میگفتند. من داستانی هم از آقای خوئی راجع به ایشان نقل کردم،1 بعد خیلیها به ما اعتراض کردند و هنوز هم اعتراض میکنند که چرا شما این قضیه را آوردهاید؟! ولی من تعمداً آوردم و بعد از این هم خواهم آورد یعنی اگر موردش پیش بیاید، دوباره میگویم.
میفرمودند:
پیش آقای شاهرودی رفتم و گفتم که ما دیگر عازم ایران هستیم و اگر لطف کنید، چند خطی تبرکاً از شما داشته باشیم. ایشان سری تکان دادند و گفتند: «شما فردا عصر بیایید و من اجازه را مینویسم.» (میفرمودند که) فردا عصر پیش ایشان رفتم نامهای روی میز تحریر بود گفتند: «بخوان» (مرحوم آقا میفرمودند که) من فیالمجلس نامه را باز کردم و خواندم، (رسم ادب هم همینطور است، نه اینکه در جیب بگذارند) در اینجا دیگر ایشان ساکت شدند و چیزی نفرمودند. (بعد ایشان فرمودند:)
به آقای شاهرودی گفتم که آقا نتیجۀ این چند سالیکه در خدمت شما بودیم این است؟!
دیگر ایشان به من نفرمودند که چه نوشته بودند. ایشان قویترین شاگرد آقای شاهرودی بودند این مطلب را همه در نجف میدانستند. ایشان همیشه در اشکالات درس بر آقای شاهرودی غالب بودند و در اشکالکردن بر ایشان غلبه میکرد. حالا این است نتیجۀ این مدتی که ما پیش شما بودیم؟! حالا عبارت ایشان چیست؟! فرمودند:
ایشان به من رو کردند و گفتند «آقای سید محمدحسین، من از امام زمان علیه السلام خجالت میکشم که بیش از این مقدار راجع به شما بنویسم!» میفرمودند که من نامه را تا کردم و داخل پاکت گذاشتم و گفتم که در اختیار شما باشد که این مقدار هم خجالت نکشید!
اشکال و گناه پدر ما چه بود؟! اشکال و ایراد این بود که در سلک سایر افراد نبود و مرامش همان مرامی بود که به دنبال مرحوم قاضی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ و ارتباط با حاج شیخ عباس قوچانی بود چون ایشان ابایی از ابراز عقیده در نجف نداشتند که کتمان کنند مثل آنهایی که عمامه سرشان بود و عبایشان را روی سرشان میکشیدند و مخفیانه میرفتند. ایشان صاف گردنش سرش را خیلی بلند نگه میداشت و مقداری هم اینطرفتر که هرجا میرود و از هرجا که میآید همه ببینند که با چه کسی هست و با چه کسی حرف میزند، از این نقطهنظر خیلی مشخص بود.
- جهت اطلاع بیشتر به سیره صالحان، ص 46، تعلیقه 1 مراجعه شود.

