اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام

14٬116
فقه
جلسات

عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (1) - 1435-12-02

موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام

توضیحات:

عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (1) - 1435-12-02

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام

9
  • وظیفۀ روحانی کاروان حج

  • لذا وظیفۀ اهل علم و آنهایی که حاجی می‌برند و روحانی کاروان هستند این است که این مسائل را بگویند. نگویند که راحتی حاجی در این کار است! راحتی یعنی چه؟! این شخص در تمام عمرش یک دفعه به مکه آمده است یا اصلاً ده دفعه آمده باشد، فرقی نمی‌کند، شما در پیش خدا چه حجتی دارید که او را از آن نصیب و فیض خاص که باید با توجه به این شرایط و مقارنات به او برسد، محروم می‌کنید؟! چه حجتی دارید؟! در‌حالی‌که شما این مسئله را می‌دانید و او نمی‌داند. باید به او بگویید، حالا اگر گفت که من حوصلۀ این کار را ندارم دیگر خودش می‌داند، توجه می‌کنید؟!

  • این وظیفۀ مرجع است که این مطالب را برای افراد بیان کند؛ لذا مشاهده می‌کنید که امام علیه السلام در اینجا می‌فرمایند: «به هر مقدار که می‌توانی باید برگردی تا فیض بیشتری ببری.» حضرت نمی‌فرمایند که کار راحت این است که از همان أدنیٰ الحل یا مسجد تنعیم یا از همان‌جا که استوانه‌ها هستند و بدایة الحرم نوشته است، محرم شو! این فیض باید در این شرایط برسد. راحتش بگذار یعنی چه؟! آن کاری را که راحت‌تر است انجام بده یعنی چه؟! مگر کارت سازمان و اداره است که بزنی؟! این یک عبادت است که در تحت شرایطی باید انجام شود؛ باید اثرات مترتّب بر این عبادت در تحت این شرایط باشد و به این کیفیت انجام شود.

  • لذا اینجا که می‌فرمایند: «فإِن لَم یکنْ علیها وقتٌ فلْتَرجِع إلی ما قدرتْ علیه بعدَ ما تَخرُجُ من الحرمِ بقدرِ ما لا یفوتُها»، باید به‌اندازه‌ای که حج فوت نشود مثلاً هفت روز یا ده روز برگردد. من‌باب‌مثال اگر هفت روز تا حج فاصله است، سه روز برود و سه روز هم برگردد که جمعاً شش روز می‌شود و یک روز هم در مکه بماند. نگوید: «حالا که من هفت روز تا حج فاصله دارم پس دو روز می‌روم و دو روز برمی‌گردم»، در این صورت دو روز از او فوت شده است، شاید در همان دو روز یک چیز گیرش می‌آمد؛ یک تغییر و مسئله‌ای پیش می‌آمد.

/