
بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (2) - 1435-12-03
بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
توضیحات:
عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (2) - 1435-12-03
بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
9بنده در محضر استاد مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ در کربلا بودم. ایشان به مرحوم آقا میفرمودند: «من تعجب میکنم از نَفَس مسموم این افراد ـ اسم نمیآوردند ـ که چطور نَفَس اینها مثل مار و حیّه میماند که وقتی به فردی میخورد، اصلاً شخص را از پا میاندازد». عبارت ایشان این بود: «وقتی که میخورد»؛ وقتی که میخورد به شخصی که حرکت میکند، راه میرود، نَفَس دارد، اهتمام دارد، حرارت و جنبش دارد، او را از پا میاندازد و تبدیل به انسانی میکند که دیگر همتی ندارد، اهتمامی ندارد، عِرقی ندارد و هرطوری که باد بیاید از اینطرف و آنطرف به همان طرف حرکت میکند، این همان کسی است که کَلکَش کنده میشود! لذا این مسئلۀ خیلی مهمی است که چطور تمایل، تفکر را عوض میکند.
مسئله در مورد فقه، استنباط و اجتهاد هم همین است که چطور انسان نسبت به ادراک آن مقام و موقعیّت ـ مگر در مواردی که تکلیف مشخص است ـ حکم میکند. یک فقیه باید درصدد این باشد که آسان کند، یعنی باید رحمت خدا را در جای خودش برای افراد جاری کند و در جای خودش هم باید بترساند، همانطوریکه امام صادق علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرمودند که عالم و فقیه باید در جای خودش رحمت خدا را بیاورد و در جای خودش انذار و تحذیر را بیاورد،1 هرکدام در جای خود و این نباید تغییر پیدا کند. مثلاً یکی از صفات الهی، صفت غفاریّت و ستاریّت است؛ ـ تا حالا به این مسئله فکر کردهاید؟! ـ مجتهد، مخصوصاً قاضی و حاکم شرع باید نسبت به این صفت غفاریّت و ستاریّت ادراک داشته باشد، بنای الهی بر ستاریّت است.
لزوم عدم ابراز و اظهار عیب و گناه افراد توسط قاضی یا مجتهد
قاضی یا مجتهد نباید عیب و گناه یک نفر را ابراز و اظهار کند؛ یعنی وقتی میبیند که شخصی گناهی مرتکب شده است، نباید به همه بگوید که من دیدم که فلانی فلان کار خلاف را انجام میداد. حالا ممکن است که خلافش هم خلاف بزرگی باشد اما تا کسی ندیده و نفهمیده است، برای چه بیان میکنید؟! چرا انسان این کار را انجام دهد؟! بهطورکلی اصل این قضیه بر ستاریّت و غفاریّت خدا است. صفت الهی صفت رحمت، عطوفت و توابیّت است، اینها از اوصاف الهی میباشند.
- الکافي، ج ۱، كِتابُ فضلِ العلمِ، بابُ صِفةِ العُلماءِ، ص ۳6، ح 3:
«عنِ الحلبِیِّ عن أبیعبدالله علیه السلام قال: قال أمِیرُ المُؤمِنِین علیه السلام: ”أ لا أُخبِرُكُم بِالفقِیهِ حَقِّ الفقیهِ مَن لَم یُقَنِّطِ النّاسَ مِن رَحمةِ الله و لَم یُؤمِنهُم مِن عذابِ الله و لَم یُرخِّصْ لهُم فی معاصی الله“ الحدیث.»
- الکافي، ج ۱، كِتابُ فضلِ العلمِ، بابُ صِفةِ العُلماءِ، ص ۳6، ح 3:
