اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت حج نیابی (1)

14٬056
فقه
حج نیابتی

حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (1) - نکته‌ها و گفته‌های استاد:‌ بحث تشیّع مامون - 1435-12-06

کیفیت حج نیابی (1)

توضیحات:

حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (1) - نکته‌ها و گفته‌های استاد:‌ بحث تشیّع مامون - 1435-12-06

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت حج نیابی (1)

9
  • پس ما یک مرتبۀ شناخت داریم و یک مرتبۀ تظاهر به این شناخت اما مرتبۀ سوم، مرتبۀ پایبندی به مبانی است. در مرتبۀ اول ممکن است که یهود، نصاریٰ، گبر حتی کمونیست هم بدانند که بعد از پیغمبر، علی است. حالا کاری ندارند به اینکه اصلاً پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شخص راست و درستی بوده است یا نعوذ بالله شخص خلاف‌کاری بوده است، فقط از دیدگاه یک مورخ به این قضیه نگاه می‌کنند، از دید یک مورخ این قضیه به این کیفیت انجام شد، به صحّت یا نادرستی آن کاری ندارند؛ می‌گوید: «به قول مسلمان‌ها: ”أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله!“» پس در مرحلۀ اول، فقط مطلبی را خوانده است؛ لذا یزید هم باشد در این مرحله با سلمان فرقی نمی‌کند چون یزید هم می‌فهمد که غصب خلافت کرده است. آیا معاویه نمی‌دانست که خلافت غصب شده است؟! می‌دانست و از همه هم بهتر می‌دانست حالا کتمان می‌کند، دروغ می‌گوید، خیانت می‌کند، حقه‌بازی می‌کند، آن یک حرف دیگر است. امیرالمؤمنین علیه السلام این‌همه نامه به معاویه نوشتند که والله تو از همۀ افراد بهتر می‌دانی که من به خلافت لایق هستم، برای چیست؟! آن نامه‌ای که معاویه به امیرالمؤمنین علیه السلام می‌نویسد: «اُقادُ کما یقادُ الجملُ المَخشوش»1 تو را مانند شتری که ریسمان به بینی او گذاشته‌اند به‌سمت مسجد برای بیعت می‌کشاندند که حضرت در جوابش فرمودند: «تو می‌خواستی مرا با این عبارت مذمّت و نقد کنی درحالی‌که من را مدح کردی.» یعنی من درقبال ظلم آن‌قدر ایستادم تا مانند شتری که با ریسمان می‌خواهند او را به‌سمت قتلگاه بکشانند، این‌طور من را به‌سمت مسجد کشاندند و گریبانم را گرفتند. آیا معاویه در این قسمت اول اطلاع نداشت؟! اطلاع داشت.

  • پس در قسمت اول که اطلاع بر مسائل است، همۀ مردم شریک‌اند اما در قسمت دوم که تظاهر است، یهودی‌ها می‌گویند که ما متظاهر به این مبانی نیستیم، ما اصلاً پیغمبر را قبول نداریم یا اینکه پیغمبر را قبول داریم ولی نمی‌خواهیم مسلمان باشیم، می‌خواهیم یهودی باشیم.

    1.  شرح نهج البلاغة (ابن أبی‌الحدید)، ج 15، ص 74:
      «مِن معاویة بن أبی‌سفیان إلىٰ علیّ بن أبی‌طالب: ”... تقاد إلىٰ كُلٍّ مِنهم كَما یقاد الفحل المَخشوش‌ ...“.
      ؛ نهج البلاغة، ج ۱، ص ۳۸5:
      «قلتَ: أنی کنتُ اُقادُ کما یقادُ الجملُ المَخشوش حتی أُبایعَ و لَعَمرُ اللهِ لقد أرَدتَ أن تَذُمَّ فَمَدَحْتَ و أنْ تَفْضَحَ فَافْتَضَحتَ.»
/ 0