کیفیت حج نیابی (2)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (2) - 1435-12-12
کیفیت حج نیابی (2)
7از چیزهایی که برای پیغمبر واجب بود صلاة لیل بود، این وجوبی که برای پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ماند، وجود و عدمش فرقی نمیکند، یکی است، در ارتباط با ما و فهم و خطاب با ما است که تعبیرِ به وجوب در صلاة لیل برای رسول الله هست ولی برای خود رسول الله تفاوت ندارد، چه برداشته شود چه گذاشته شود، یک توجه است نه دو توجه. مثل بهائیها که یکدفعه آمدند و در یک برهه حضرتِ نقطۀ اولیٰ اصلاً کل تکالیف را برداشتند دین جدید هم که نیامده و دوران بزنوبکوب است! در آن دوران خیلی به بهائیها خوش گذشت، اگر بدانید، ای کاش ما هم آنجا بودیم!! فَأفوزَ فَوْزًا عَظیما!! دوران تفاوت بین دو شریعت، شریعت محمدیّه که نقض شده بود و شریعت جدید نقطۀ اولیٰ نیامده بود. آن کسانیکه کتابهای بهائیها و بابیها را خواندهاند بروند ببینند که چه اوضاعی بود! خلاصه به همه خوش گذشت! حالا اگر همین امشب بگویند که خدا تا یک هفتۀ دیگر نمازها را برمیدارد این خدایی که تابهحال تکلیف به وجوب کرده است میگوید که از امشب که شب چهارشنبه است، به مناسبت عید غدیر و برکت عید غدیر میخواهیم عیدی بدهیم و یک هفته نماز ندارید، هر چه هست سر جایش است ولی این یک قلم جنس را ما برمیداریم! مگر دست خدا نیست؟! چه حالی پیدا میکنیم؟! بهبه! خدا کند همهاش عید غدیر باشد! [کاش] هر ماه یک عید غدیر داشته باشیم! دم خدا گرم! چه شده است؟! یک هفته نماز برداشته شده است!
اگر ما در وضعیتی بودیم و وقتی که نماز برداشته شد یکدفعه اخمهایمان درهم رفت که ای داد بیداد! ای خدا! اگر میخواهی عیدی بدهی چرا اینجوری میدهی؟! یک چیز دیگر بده، چرا نماز را برمیداری؟! چرا باید این حال ازبین برود؟! چرا منةً علیالعباد باید اینطوری و به این نحو و به این قسم باشد؟! اگر دیدید حال قبض برایتان پیدا شد، تعجب پیدا شد، بهجای اینکه خوشحال شوید، ناراحت شدید، معلوم میشود در شما یک خبری هست، یک آثاری، یک علامتی هست. اما اگر گفتید که بهبه! چه عیدیای! خدایا یک هفته مرخصی را دو هفتهاش میکردی اگر تا محرم ادامهاش میدادی چه میشد! اگر اینطور است پس باید به ما تکلیف شود، باید چوب قانون هنوز بالای سر ما باشد. باید آن سوط1 و تازیانه برای عمل به قانون هنوز در بالای سر ما باشد. هر وقت دیدید قانون و عدم قانون در ارتباط با ما فرقی نکرد و تفاوتی نداشت چه قانون باشد چه نباشد [آنوقت خبری هست.]
- لغتنامه دهخدا: تازیانه.

