کیفیت حج نیابی (2)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (2) - 1435-12-12
کیفیت حج نیابی (2)
9﴿وَلَقَدۡ هَمَّتۡ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوۡلَآ أَن رَّءَا بُرۡهَٰنَ رَبِّهِۦ﴾1 اگر پروردگار آن ﴿بُرۡهَٰنَ رَبِّهِۦ﴾ را برای انسان روشن کند و حقیقت این ارتباط و تعلق به خود را برای انسان آشکار کند، حضرت یوسف باشد دست از عمل خلاف برمیدارد، غیر یوسف باشد دست از عمل خلاف برمیدارد، پیغمبرش باشد دست از عمل خلاف برمیدارد، افراد عادی باشند دست از عمل خلاف برمیدارند، درمقابل، حضرت یوسف باشد به تکالیف عمل میکند، غیر حضرت یوسف باشد هم به تکالیف عمل میکند. ﴿بُرۡهَٰنَ رَبِّهِۦ﴾، یعنی همان حیثیت تعلّقیه که بهواسطۀ خلاف آن جنبه، قطع میشود و بهواسطۀ انجامِ ما فیه رضیاللهتعالی، آن حیثیت تعلّقیه تثبیت، تشدید و تحکیم میشود و این مسئله در آنجا پیدا میشود. این به اشدّ وجه و به نهایت مرتبه از شدت و حدّت برای امام علیه السلام در همان سنین، متحقق است. بنابراین تکلیف یعنی چه؟! مسئله اصلاً به اینجا کاری ندارد.
بنابراین صحبت در این مسئله به اینجا رسید که قضیۀ حج میقاتی مربوط به استطاعت میشود. وقتی گفتیم که حج بهعنوان واجب مطلق است، مسئلۀ استطاعت، مقدمۀ وجودیّه برای آن میباشد و در مقدمۀ وجودیّه، تکلیف شارع به آن تعلق ندارد و آن تکلیف، تکلیف عقلی است و خود انسان، مکلف است بر اینکه تحصیل مقدمۀ وجودیّه کند؛ لذا شخص باید از اول زمان بلوغ بهدنبال تحصیل مقدمه و تحصیل استطاعت برود. خیلی مسئلۀ مهمی هست، یعنی همانطوریکه بهدنبال جهیزیّه حرکت میکنی، بهدنبال تحصیل خانه برای رهن و اجاره حرکت میکنی، همانطوریکه دنبال پول برای بیع زمین و ساختمان حرکت میکنی، باید به همان مقدار و بلکه بیشتر برای استطاعت مکه حرکت کنی نه اینکه جهیزیه، خانه و رهن تهیه شود، کارگاه هم گرفته شود، پنجاه تا عمله و بنا و کارگر گرفته شود، بعد همه که انجام شد، حالا ببینیم اموالمان زیاد میآید یا نمیآید، میرسد یا نمیرسد، حج برویم یا نرویم! اوه اوه! خیلی از [زمان] تکلیف و تعلق به وجوب گذشته است که حضرت آقا تازه به این فکر افتادهاند که ببینند حج بر ایشان واجب است یا نه! یعنی شخص بالغ باید به موازات با سیر زندگی، به همان موازات بهدنبال استطاعت برای حج، حرکت کند.
- سورۀ یوسف (12) آیۀ 24. حيات جاويد، ص 60:
«اگر آن حقيقت معصيت را كه ظلمت و آتش و ابتعاد از حقّ است نمىديد، قطعاً به اين عمل زشت اقدام مىنمود.»
- سورۀ یوسف (12) آیۀ 24. حيات جاويد، ص 60:

