اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت حج اجیر

14٬061
فقه
حج نیابتی

کیفیت حج اجیر

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت حج اجیر

10
  • حالا برفرض که عرق جنب از حرام هم ایراد داشته باشد، وقتی که شما غسل می‌کنید چه منافاتی با عرق دارد؟! برفرض که اصلاً مثل دوش هم از تو عرق بیاید، بیاید که بیاید! وقتی غسل می‌کنی، خود غسل که عرق جنب از حرام را ازبین می‌برد، غسل که موجب نجاست نیست چون عرق جُنب از حرام نجس نیست، شما غسل می‌کنید و بدن شما هم عرق می‌کند، خب بکند، برای خودش عرق بکند، این‌قدر که دیگر هیچ آبی از او نماند! از یک طرف غسلت را انجام داده‌ای و از یک طرف بدنت عرق کرده است، این دو مسئله سرجای خود هستند، ربطی به همدیگر ندارند که منافاتی در این زمینه داشته باشند.

  • تأثیر فکر و فهم شخص در فهمیدن کیفیت حکم

  • نظیر این قضیه زیاد داریم؛ من‌باب‌مثال کسی مثل مرحوم صاحب عروه [می‌گوید]: «کسی که غسل ارتماسی می‌کند، باید به خودش در آب تکانی بدهد.»1 گفته‌اند: «غسل ارتماسی این است که شما دفعةً واحدةً در زیر آب قرار بگیرید»،2 دیگر تکان خوردن ندارد. از کجا می‌آورید که باید زیر آب خودش را تکان بدهد؟! شاید یک‌ تکان هم کافی نباشد باید یک دور، دور خودش چرخ بزند که حالت ارتماسی شکل بگیرد! ارتماس یعنی همین‌که سرت را آب گرفت تمام شد یعنی صرف‌الوجود استیعاب و آب تا سر، موجب تحقق ارتماسی شده است. دیگر بقیۀ چیزها اضافه است؛ یعنی فکر و فهم شخص در کیفیت فهمیدن حکم تأثیر می‌گذارد، درحالی‌که چنین مطالبی در روایات نیست. آن چیزی که ما در روایت داریم این است که وقتی اجیر به مکه می‌رود، حضرت می‌فرمایند: «حج او تامه است»، تمام شد. اینکه قبلاً مستطیع بود را از کجا آورده‌اید؟! وقتی که مکاری برای مکه می‌رود حجش تامه است. اینکه قبلاً مستطیع باشد را از کجا ‌آورده‌اید؟! شما نباید چیزی اضافه کنید بلکه باید همین مطلب را در اینجا بیاورید، نباید این ذهنیت را نسبت به شخص القا کنید که محط این روایات و احادیث در جایی است که استطاعت سابقه وجود داشته است. این اضافه‌کردنِ ساختگی است که در این‌گونه موارد تبدیل به شَدُرسنا3 می‌شود.

    1.  العروة الوثقی، ج 1، ص 295:
      «لو کان تمامُ بدنِه تحت الماء فنَوی الغسلَ و حرک بدنُه، کفی علی الأقوی.»
    2.  وسائل الشیعة، ج 2، أبوابُ الجنابةِ، باب 26، ص 232، ح 12:
      «عن الحلبیِّ قالَ سَمِعْتُ أباعبدالله علیه السلام یَقُولُ: ”إذا اِرْتَمَسَ الجُنُبُ فی الماءِ ارتماسةً واحدةً أَجْزَأَهُ ذلك من غسلِه“.»
    3.  مطلع انوار، ج ‌2، ص 318:
      «حضرت آقا ـ روحى فداه ـ راجع به مذمّت دخالت كردن در كلمات‌ بزرگان و تغيير و تبديل دادن مطالبى بيان فرمودند و سپس در ضمن، حكايتى نقل كردند؛ فرمودند:
      مردى بود بسيار خوش خط و خوش سليقه، شغلش كتابت بود و مردم بدو مراجعه نموده براى آنها كتاب مى‌نوشت و بسيارى از اوقات قرآن مى‌نوشت، لكن يك عيب بزرگ داشت و او آنكه از نزد خود تصرّفات بیجا مى‌كرد و بعضى از مطالب را تغيير مى‌داد.
      روزى يكى از بزرگان شهر نزد او آمده گفت: ”مى‌خواهم براى من قرآن بنويسى در نهايت ظرافت و حسن خط و حسن سليقه و هرچه پول بخواهى مى‌دهم، لكن به شرط آنكه ابداً در آن تصرّفى نكنى!“ آن مرد قبول نموده قرآن را نوشته و به اتمام رسانيد. چون آن بزرگ نزد او آمد گفت: ”قرآن را نوشتى؟“ گفت: ”بلى نوشتم“. گفت: ”با همان شرط كه نموده بودم؟“ گفت: ”بلى هيچ تصرفى نكردم و تغييرى ندادم جز سه موضع كه ديدم نمى‌توانم صبر نموده و تغييرى ندهم كه ابداً لايق مقام قرآن نيست.“ گفت: ”بگو ببينم آن سه موضع كدام است؟“
      گفت: ”چون رسيدم به ﴿شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا﴾* گفتم كه: در قرآن غلط نيست و حتماً اين اشتباه نوشته شده است، او را درست نموده «شَدُرُسْنا» نوشتم.
      دوم: چون رسيدم به آيۀ ﴿وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾**با خود گفتم كه موسى خر نداشت و اين اشتباه است، نوشتم: «و خر عیسى ضعیفاً.»
      سوم: چون رسيدم به آيۀ ﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾ *** گفتم:
      نام فرج قبيح است كه در قرآن باشد، نوشتم: «الّتى أحصَنَتْ اونجاها“.»
      * سوره فتح (48) آيه 11.
      ** سوره أعراف (7) آيه 143.
      *** سوره تحريم (66) آيه 12.
/ 0