بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
10وقتی که اجتماع هفت نفر محقق میشود، بسم الله! بلند شو و خطبه را بخوان! آنوقت میبینی که آن نمازجمعهات چه صفایی دارد، آن صفای در نماز جمعه و نورانیت و آن نزول رحمت و برکت! بهجای اینکه مرتباً صوت یسبّح بگذاری و اگر هنوز جمعیت جمع نشد سورۀ صف را بگذاری و بعد سورۀ تغابن و منافقین را هم روی آن بگذاری و مدام یکییکی آنها را بگذاری که آقا یکی در حال آمدن است! یکی از آنجا پیدایش شد! آقا این صف مؤمنین را تشکیل دهید! صف مؤمنین! من میخواهم خطبه بخوانم، صف مؤمنین را تشکیل دهید! آقا بگذار ردّ کارش برود، به تو چه ارتباطی دارد؟! میخواهد برود نماز امام زمان علیه السلام بخواند! اینها را من دیدهام که میگویم، صدایش میکنند که آقا داخل صف بنشین، صف را زیاد کنیم، بعد هم تعطیل شد، نمیدانم چه شد که تعطیل شد!
بعد ایشان میفرمودند: «همین کلامی که هست نشان میدهد که عمر اصلاً [به نماز] اعتقاد ندارد»، اتصال را نمیفهمد، فقط یک تظاهر را میفهمد، به نماز هم در قالب تظاهر ارزش میدهد، در قالب اجتماع بها میدهد؛ لذا وقتی میبیند صلاة تراویح که براساس فُرادیٰ تشریع شده است، جای خوب و مناسبی برای تظاهر و اجتماع است و همۀ مردم روزه میگیرند و میخواهند در شبهای ماه رمضان عبادتی انجام دهند، ـ یعنی طبع قضیه، اقتضای اجتماع را میکند ـ میگوید که از این فرصت برای اهداف خودمان که این تظاهرات و اجتماعات و این نمود و ظهور قضیه باشد استفاده کنیم، تشریع خدا را برمیگرداند و به بدعت تحریف میکند. میگوید که صلاة تراویح باید بهنحو اجتماع باشد، بهنحو جماعت باید باشد. او چه میفهمد؟! او چه درکی دارد؟! واقعاً چه درکی دارد؟!
مهمترین حکم تکلیف شده در شرع
پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرماید: «الصلاة خیرُ مُوضوعٍ فمن شاء استَقَلّ و مَن شاء استَکثر»،1 یعنی مهمترین حکمی که در شرع تکلیف شده است و قلم وضع روی آن قرار داده شده است، مسئلۀ صلاة است چون ارتباط انسان در صلاة از همۀ تکالیف قویتر است؛ از روزه قویتر است، از خمس قویتر است، از جهاد قویتر است، از حج قویتر است، از امر به معروف و نهی از منکر و از همۀ آنچه که وجود دارد قویتر است. انسان حالت اتصال را در نماز برای خودش حفظ میکند و بعد از این اتصال است که تصمیم میگیرد چه کاری انجام دهد؛ جهاد کند یا نکند. ابتدا باید اتصال را ایجاد کنی، وقتی که اتصال ایجاد شد، آن وقت خدا در سرت میاندازد که جهاد کنی یا نکنی، امر به معروف کنی یا نکنی، در اینجا فلان عمل و کار را انجام بدهی یا ندهی، در ابتدا باید جنبۀ اتصالیه در اینجا حفظ شود. این همان نکتهای است که بزرگان نسبت به این مسئله [نظر داشته و تأکید میکردند.]
- بحار الأنوار، ج ۷۹، کتاب الصلاة، أبواب فضلها و عللها و أنواعها و أوقاتها، باب 4، ص ۳۰۸، ح 9؛ الوافی، ج ۷، أبواب فضل الصلاة، ص ۱۱۷، ح 5713.

