بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
14اما اگر ما وجوب صلاة را نسبت به وقت، واجب مطلق بدانیم و وقت را شرطِ وجود بدانیم نه شرط وجوب، ـ بینهما فرق من الأرض إلی السماء ـ در اینصورت شخص نمیتواند در اینجا فرار کند بلکه در هر حالی که باشد، صلاة فی کلِّ حال برای او واجب خواهد شد یعنی وقتی که خارج میشود گرچه الآن دلوک شمس نشده است و باید مطابق با همان شرایطی حرکت کند که برای او در غیر از آن انجام میشد؛ حالا وضع او فرق کرده است، این هم به همان کیفیت تفاوت میکند و باید به همان کیفیت در اینجا انجام دهد.
این قضیه مثل اکرام لیلةالخمیس میشود. فرض کنید که اگر اکرام زید در لیلةالخمیس است، آیا انسان میتواند بگوید که چون اکرام، مشروط به لیلةالخمیس است و هنوز لیلةالخمیس نیامده است، بنابراین من قبل از لیلةالخمیس قم را ترک میکنم و به طهران میروم تا اینکه حضور در قم بهعنوان شرط تحقق موضوع، منتفی شود؟! آیا میتواند قم را ترک کند؟! خیر! چون واجب مطلق است. وقتی واجب مطلق شد، تهیۀ مقدمات و حضور او هم جزء مقدمات وجودیه برای واجب مطلق میشود و لازم است.
احکام با این [مبنا] زمین تا آسمان اصلاً تفاوت میکنند یعنی بهطورکلی اصلاً همۀ مسائل عوض میشوند و تغییر پیدا میکنند. ما بر همین اساس گفتهایم که حج، واجب مطلق است و دیگر واجب مشروط نیست؛ حج که مشروط به استطاعت است، استطاعت شرط برای وجوب نیست بلکه شرطِ وجودی حج است. وقتی شرط وجودی شد، شما از وقتی که بالغ میشوید باید بهدنبال استطاعت بروید اینطور نیست که صبر کنید تا استطاعت بیاید. ببینید چقدر تفاوت کرد! اینکه بخواهید صبر کنید و بگویید که من صبر میکنم تا استطاعت حاصل شود، این واجب مشروط میشود اما اگر واجب مطلق باشد، باید خودتان از اول بلوغ بهدنبالش بروید چون حج، واجب مطلق است، واجب مشروط نیست، استطاعت مقدمۀ آن است.

