
آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند
تبیین مکتب انبیاء در خداشناسی و نقد مکتب تعطیل
تبیین مکتب انبیاء و ائمه در خداشناسی و نقد مکتب تعطیل و بررسی آیات و روایات دال بر امکان لقاء خداوند، موضوع اصلی این سخنرانی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در ١٥ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع علاقهمندان ایراد شده است، مکتب انبیاء و ائمه در خداشناسی را برتر از مکتبهای صرفاً فلسفی و عرفانی میداند. ایشان با تأکید بر اینکه انبیاء دارای هر دو مکتب استدلال و عرفان بودند، توضیح میدهد که انسان با چشم قلب و سرّ میتواند به مقام لقاء و فناء در خداوند برسد و وجود او دارای دو مبدأ درک، یعنی فکر و قلب است. سپس، با استناد به آیات و روایات، مکتب تنزیه صرف (مکتب تعطیل) را که راه وصول به خدا را بسته میداند، به شدت نقد میکند و بیان میکند که در فطرت انسان، غریزهای برای رسیدن به مبدأ هستی وجود دارد.
آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند
توضیحات:
تبیین مکتب انبیاء و ائمه در خداشناسی و نقد مکتب تعطیل و بررسی آیات و روایات دال بر امکان لقاء خداوند، موضوع اصلی این سخنرانی است. علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند که در ١٥ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری در جمع علاقهمندان ایراد شده است، مکتب انبیاء و ائمه در خداشناسی را برتر از مکتبهای صرفاً فلسفی و عرفانی میداند. ایشان با تأکید بر اینکه انبیاء دارای هر دو مکتب استدلال و عرفان بودند، توضیح میدهد که انسان با چشم قلب و سرّ میتواند به مقام لقاء و فناء در خداوند برسد و وجود او دارای دو مبدأ درک، یعنی فکر و قلب است. سپس، با استناد به آیات و روایات، مکتب تنزیه صرف (مکتب تعطیل) را که راه وصول به خدا را بسته میداند، به شدت نقد میکند و بیان میکند که در فطرت انسان، غریزهای برای رسیدن به مبدأ هستی وجود دارد.
آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند
19و ألثَمُ فاها کَی تَزولَ حرارَتی *** فَیَزدادُ ما ألقَی مِنَ الهَیَجانِ «دهان او را میبوسم که از آتش اشتیاق من یکقدری فرو نشیند، امّا همینکه لب من با او ملاقات میکند، آن آتش هیجان پیدا میکند و شعلۀ اشتیاق بیشتر میشود!»
کَأنَّ فُؤادی لَیسَ یُشفَی غَلیلُهُ *** سِوَی أن یُرَی الرّوحانِ یَتَّحِدانِ1 «آری! گویا اینکه دل من، قلب من، هیچ چیز نمیتواند او را شفا بدهد، الاّ اینکه دو روح متّحد بشوند! این شفای روح است.»
و در این صورت سالکِ به سوی خدا، تا از تمام مراتب هستی خود نگذرد، و وجود خود را تسلیم خدا نکند، به مرحلۀ کمالِ معرفت و آرامش نخواهد رسید، ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾.2
خداوند إنشاءاللَه همۀ ما را موفّق کند که در راه پروردگار از همۀ شوائب عالم هستی و نقائصی که ما را به ضلال و گمراهی میکشاند، به مقام معرفت خودش رهبری کند! و دست ما را در تمام نَشَئات بگیرد! و ما را به مقام فناء مطلق برساند!
بِمُحمّدٍ و آله الطّاهرین و صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آله أجمعین
- الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج ٧، ص ١٧٩، این اشعار با عبارت «کما قال قائلهم» آمده است، که گویا مرادش از این قائل جناب شیخ محییالدّین عربی است. (محقّق)
- سوره الرّعد (١٣) ذیل آیه ٢٨.
