اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عرفان چیست و عارف کیست؟

18٬207

مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی می‌باشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقه‌های مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمی‌باشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمی‌آید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین می‌کنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین می‌دانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونه‌های از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل می‌شود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله می‌کنند.

عرفان چیست و عارف کیست؟

توضیحات:

مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی می‌باشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقه‌های مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمی‌باشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمی‌آید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین می‌کنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین می‌دانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونه‌های از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل می‌شود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

عرفان چیست و عارف کیست؟

19
  • چه کسی اینها را به ما یاد داده است؟ بنده که از پیش خودم نیاوردم! اینها را اولیای خدا به ما یاد دادند. این اولیای خدا آمدند حج را به ما شناساندند. اینها آمدند آن صفا و نورانیت را به جان ما نشاندند. اینها بودند، و الا سایر افراد مگر چه می‌گویند: «آقا نمازت باطل است! آقا باید نیابت کنی! آقا باید فلان کنی! آقا زنت به تو حرام است! آقا! آقا! آقا!» آن‌وقت مگر برای این بدبخت حالی می‌ماند؟ مگر برای این بیچاره حال می‌ماند؟

  • این منظور بنده بوده که ما بیاییم مبانیِ این اولیای الهی را تا آنجایی که به‌دست ما هست و در حیطۀ فهم ما است، برای افراد مطرح کنیم. آن حلاوت عبادت را به افراد بنمایانیم. [بگوییم]: «مردم به کجا می‌روید؟! کجا می‌روید؟ چرا وحشت می‌کنید؟ چرا می‌گویید خدا دیگر ما را موفّق به حج نکند؟ چرا می‌گویید خدایا بس است دیگر همین یک دفعه؟ نه آقا اشتباه می‌روید، راه را اشتباه رفتید، اشتباه به شما نشان دادند. بیایید نگاه کنید.»

  • یکی از دوستان ما سرور و برادر نزدیک‌تر از رفیق، نزدیک‌تر از برادر ما آقای دکتر سیدحمید سجادی که جراح معروف چشم و شاید طبیب منحصر به فرد چشم باشد. ایشان با بنده خیلی ارتباط و محبت دارد. ایشان خودش در سفری که بنده با ایشان ملاقاتی داشتم برای بنده تعریف کرد. می‌گفت: «فلانی ما یک حج رفتیم و به‌واسطۀ مطالبی که ما را ترساندند و نهیب دادند و برحذر داشتند و از این حج غولی در ذهن ما ترسیم کردند، ـ ایشان می‌گفت ـ هفده بار من نماز طواف نساء خواندم.» که من آن‌موقع با ایشان شوخی کردم گفتم: «آقا آن‌قدر می‌ارزید که آن‌قدر خواندی!» گفتم: «آخر هفده بار! دو دفعه‌اش هم زیاد است!» می‌گفت: «هفده بار من نماز طواف نساء خواندم.» گفتم: «فلانی حالا بلند شو با هم یک عمره می‌رویم که هنوز هم این وعده انجام نشده است ـ هنوز هم به ما می‌گوید: فلانی تو که به ما یک وعده عمره دادی چرا نمی‌آیی؟‌ ـ یک عمره می‌رویم تا بفهمی چیست؟!» و بعد او گفت که «گفتم: خدایا دیگر مرا موفّق به آمدن به مکّه و حج عمره مگردان. و به آن شخص روحانی گفتم که من سیّد هستم در روز قیامت جلوی جدّم دامن تو را می‌گیرم. می‌گویم که یا جدّا بیا برای من توضیح بده آیا این چیزی که اینها به من گفتند، همان دین توست یا به من غیر از این گفتند.» به او گفتم: « آقاجان ناراحت نباش! حالا بلند شو با هم یک عمره برویم تا بعد آن‌وقت تقاضا کنی هر سال خدا در اینجا موفّق به عمره‌ات بکند.»

/ 12