اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار

تنهایی در لحظه مرگ، قطع تعلقات و تجربه حضور خدا در آن لحظه

14٬288

مرگ برای سالک، تنها یک حادثه جسمی نیست، بلکه مرحله‌ای از مکاشفه است که در آن حقیقت تنهایی و بی‌پناهی آشکار می‌شود. در این سخنرانی تأثیرگذار، حضرت آیة‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با بیان تجربه‌ای شخصی از کنار رفتن مادرشان، به عمق معنوی مرگ، جدایی از وابستگی‌ها، و شهود حقیقت وجود خداوند می‌پردازند. این بیان نه صرفاً تبیینی معرفتی، بلکه روایتی صادقانه از درک شهودیِ توحید در لحظه مرگ است؛ جایی که انسان درمی‌یابد: هیچ چیز نمی‌ماند، جز خدا. آیا آماده‌ایم چنین لحظه‌ای را تجربه کنیم؟

تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار

توضیحات:

مرگ برای سالک، تنها یک حادثه جسمی نیست، بلکه مرحله‌ای از مکاشفه است که در آن حقیقت تنهایی و بی‌پناهی آشکار می‌شود. در این سخنرانی تأثیرگذار، حضرت آیة‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با بیان تجربه‌ای شخصی از کنار رفتن مادرشان، به عمق معنوی مرگ، جدایی از وابستگی‌ها، و شهود حقیقت وجود خداوند می‌پردازند. این بیان نه صرفاً تبیینی معرفتی، بلکه روایتی صادقانه از درک شهودیِ توحید در لحظه مرگ است؛ جایی که انسان درمی‌یابد: هیچ چیز نمی‌ماند، جز خدا. آیا آماده‌ایم چنین لحظه‌ای را تجربه کنیم؟

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنهایی انسان در هنگام مرگ و لقای پروردگار

5
  • خدمت به والدین بهترین نعمت خداوند

  • گرچه در خدمت پدر و مادر بودن، بالاترین چیز است [و] ما در این دنیا بالاتر از این نداریم، ولی در عین‌حال باز در ظرف خودش هست؛ ابدیّت ندارد. خب در ظرف خودش، باید [هم] باشد و هرچه انسان [خدمت] بکند، کم کرده است.

  • همان‌طور که ما بندۀ خداییم، او هم بندۀ خداست؛ او هم یک حسابی دارد، او هم یک تاریخی دارد، او هم یک پرونده‌ای دارد [که] ارتباط به خودش دارد. ما که نمی‌توانیم در پروندۀ آنها تصرف کنیم. ولی همان رفتن، باز انسان احساس می‌کند که در حال‌وهوا و فکر و فهم [آدم] بی‌تأثیر نبوده [است].

  • علی‌کل‌حال «هر چه آن خسرو کند، شیرین کند»1 دیگر انسان باید راضی باشد به رضای خدا و هرچه که او برای انسان تدبیر [و] تقدیر می‌کند.

  • خب همه چیز محتمل است؛ یک‌زمان انسان برای خودش زندگی می‌کند؛ زمانی [هم] می‌رسد [که] انسان برای دیگران زندگی می‌کند.

    1.  دیوان کبیر شمس، ص 334:
      هر چه آن خسرو کند شیرین کند***چون درخت تین که جمله تین کند
/