
محدودیت عقل و معرفت در شناخت ذات الهی
شرح تفاوت راه فکر و راه عبودیت در وصول به پروردگار
ناتوانی عقل و فکر در رسیدن به ذات خداوند، محور اصلی ششمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیۀ نور است که در ٢٩ رجب، سال ١٣٩٦ توسط علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) ایراد شده است. حضرت استاد در پاسخ به این سوال که آیا میتوان به کنه ذات الهی دست یافت؟ باتأکید بر اینکه تمام مخلوقات، آیینههایی محدود برای نمایش صفات الهی هستند، استدلال میکنند که شناخت حاصل از این «آیات» همواره جزئی و محدود به یک جنبه است. ایشان با استفاده از تمثیل فیل در تاریکی، نشان میدهد که چگونه هرکس تنها بخشی از حقیقت را درک میکند. معظّمٌله با استناد به کلام بزرگانی چون شیخ بهایی و حدیثی مشهور امام باقر (ع) تصویر عقلی از خدا و معرفت «آفاقی» را محدود دانسته و مسیر «أنفسی» یعنی راه عبودیت و «خدا بینی» به جای «خود بینی» را برای رسیدن به خداوند توصیه میکنند.
محدودیت عقل و معرفت در شناخت ذات الهی
20ای آفتاب آیینه دار جمال تو *** ...1 آفتاب هم یک آیینه دارِ جمال خداست؛ امّا یک آیینه هست که هر چه هست، در او مشهود و هویداست، و آن آیینه بزرگ است.
پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رسید به آن مقامی که خداوند آن آیینۀ کبری را به او نشان داد؛ یعنی وجود او را در اسم أعظم و اوّلین تجلّی و در مقام أحدیّت مندکّ و محو کرد؛ و از نقطۀ نظر مقام واحدیّت، آن آیینه خدا را نشان میدهد، یعنی ذات مقدّس پروردگار را؛ در آن ذات فانی شد، و در مقام بقاء به اسم واحدیّت متحقّق شد، که تمام موجودات و این آیات همه در آن اسم مندکّ است. آن آیینه از طرفی ذات را نشان میدهد و از طرفی در آن آیینه و در آن اسم تمام این آیینهها و تمام این آیات مندکّ است. و عجیب آیهای است ﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾.
لزوم حرکت انسان به سوی خدا برای دیدن تمام مراتب هستی
پس بنابراین ما امشب از این دو طریق استدلال کردیم که قرآن مجید بالصّراحه میگوید: لقاء خدا هست: یکی از ناحیه آیات و نشانهها؛ یکی از ناحیه همان آیاتی که دلالت میکرد بر انحصار سمع و بصر و علم و قدرت و ... در ذات مقدّس پروردگار؛ که بایستی انسان در مقام علم و عمل یک کمی حرکت بکند تا اینکه کمکم به حول و قوّۀ خدا جنبههای خودبینی از او بیرون برود و جنبههای خدا بینی پیدا بشود.
حقّ بین نظری باید، تا روی تو را بیند *** چشمی که بوَد خود بین، کی روی تو را بیند2 هرچه از خودبینی کم بشود به خدا بینی اضافه میشود، وهر چه به خودبینی اضافه بشود جنبۀ آیتیّت کم میشود، انسان خدا را نمیبیند. شما آیینۀ خیلی خوب را دست بگیر و خرابش کن، پشت جیوهاش را چیزی بمال و خراش بده، اینقدر در این آیینه خطوط نامناسبی پیدا میشود که شما بعضی اوقات صورت خود را نگاه میکنید وحشت میکنید، آیینه را زمین میزنید، میشکنید، آیینه دیگر نیست. انسان هم در اثر معصیت همینطور میشود، آنقدر جنبۀ خودبینی و استکبار و استقلالش زیاد میشود، که دیگر نمیتواند خدا را نشان بدهد، امّا در جنبۀ طاعت اگر برود جلو، این خودبینیاش کم میشود و خدابین میشود.
- دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤١٦:
ای آفتاب آیینه دار جمال تو *** مشک سیاه مجمره گردان خال تو - دیوان اشعار سید عماد الدین نسیمی.
- دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤١٦:
