
محدودیت عقل و معرفت در شناخت ذات الهی
شرح تفاوت راه فکر و راه عبودیت در وصول به پروردگار
ناتوانی عقل و فکر در رسیدن به ذات خداوند، محور اصلی ششمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیۀ نور است که در ٢٩ رجب، سال ١٣٩٦ توسط علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) ایراد شده است. حضرت استاد در پاسخ به این سوال که آیا میتوان به کنه ذات الهی دست یافت؟ باتأکید بر اینکه تمام مخلوقات، آیینههایی محدود برای نمایش صفات الهی هستند، استدلال میکنند که شناخت حاصل از این «آیات» همواره جزئی و محدود به یک جنبه است. ایشان با استفاده از تمثیل فیل در تاریکی، نشان میدهد که چگونه هرکس تنها بخشی از حقیقت را درک میکند. معظّمٌله با استناد به کلام بزرگانی چون شیخ بهایی و حدیثی مشهور امام باقر (ع) تصویر عقلی از خدا و معرفت «آفاقی» را محدود دانسته و مسیر «أنفسی» یعنی راه عبودیت و «خدا بینی» به جای «خود بینی» را برای رسیدن به خداوند توصیه میکنند.
محدودیت عقل و معرفت در شناخت ذات الهی
9لحاظ دو جنبه آلی و استقلالی در موجودات
آب صاف همینطور است؛ شما در یک استخری یا یک حوضی که آب صاف و آرام است، هیچ موج ندارد. بیایید کنار آن بایستید، میبینید بهبه! عکس تمام این درختهای کنار این دریاچه و کنار این استخر و حوض، و عکس ماه و خورشید و ستارگان و حتّی عکس خودتان و افرادی که کنار آن دریاچه و حوض ایستادهاند، در آن حوض پیداست! این مال جنبۀ ارائه است که این آب چیز دیگر را نشان میدهد. ولی آب اگر خودی داشته باشد، یعنی خودنما باشد، مثلاً موج داشته باشد، یا آلوده باشد، دیگر نمیتواند غیر را نشان بدهد، عکس در آن آب منعکس نیست.
آیینه همینطور است؛ آیینه یک جنبۀ خودی دارد، اینکه جنسش از شیشه است، فلان مقدار وزن دارد، یک مادّهای به نام جیوه پشتش مالیدهاند، اینها خودیهای آیینه است. یک جنبۀ غیریّت دارد که غیر را نشان میدهد. هر چه جنبۀ خودیّت آیینه کمتر باشد، غیر را بهتر نشان میدهد.
بعضی از آیینهها رنگ شیشۀ آنها سبز است، زرد است، صورت انسان در آنها سبز و زرد جلوه میکند. بعضی از آیینهها شیشۀ آنها موج دارد، وقتی انسان در آن آیینه نگاه میکند، صورتِ خود را موجدار میبیند؛ اگر صورتِ خود را این طرف و آن طرف بیاورد، میبیند صورتش دارد کوچک و بزرگ میشود، یک چشمش کوچک میشود، چشم دیگرش بزرگ میشود، پیشانیاش بالا میرود، چانهاش پائین میآید. امّا یک آیینهای که هیچ موج نداشته باشد، انسان را خوب نشان میدهد. یک آیینه هست که موج ندارد ولیکن از آن جیوهای که پشتش مالیدهاند مقداری خراش پیدا کرده؛ شما در آن آیینه صورت خود را ببینید، میبینید صورتتان یک خراش دارد؛ بعد این آیینه را کج میکنید، این خراش روی پیشانیتان میآید، میبینید پیشانیتان خراش دارد؛ بعد آیینه را اینطرفتر میآورید، خراش میآید این طرف، این طرفِ صورتتان خراش پیدا میکند، با اینکه صورت شما خراش ندارد، آیینه خراش دارد؛ امّا چون در خودش یک چیزی پیدا شده، آنطوری که باید و شاید نمیتواند صورت شما را خوب نشان بدهد، لذا آن چیز را در شما جلوه میدهد. اگر یک آیینه مقداری از پشتش مانند یک خالی، خراب شده باشد و جیوهاش کنده شده باشد، و شما در او صورت خود را ببینید، میبینید یک خال پیدا کردید، یک سالَک پیدا کردید، با اینکه سالَک ندارید؛ آیینه سالَک دارد؛ امّا در خود، صورت شما را صورتِ زخمدار و سالَکدار نشان میدهد.
