
سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه کلام را با این نکته مهم آغاز میکند که کلام حق بر عالم به حق همیشه طراوت و تازگی دارد. بر همین اساس استاد مرحوم به بیان چند نکته پراهمیت سلوکی میپردازد. نکته اول آن است که راه خدا و سلوک الی الله، راه ذلت و تواضع است. در توضیح این مطلب، استاد از یک سو به اهمیت تواضع در قبال دیگران خصوصا پدر و مادر، ضرورت اعراض سالک از ریاستطلبی، در ضمن بیان حکایتی از علامه طهرانی در خصوص اعراض از شهرت و مرجعیت و فراری بودن اولیاء از پست و مقام اشاره میکند و از سوی دیگر به پیامدهای سوء خودبینی مانند استدراج و گرفتن فهم از انسان و ... میپردازد. در نکته دیگر تبیین شده است که کناره گیری از مردم و عبوس بودن نشانه سلوک نیست. مرحوم استاد در ادامه به نکات دیگری هم اشاره میکند از جمله: نارضایتی از فعالیتهای مؤسسه علامه طهرانی و لزوم زیرکی سالک و مطرح نکردن مسائل تفرقه انگیر و لزوم توجه فقیه به مصالح اجتماعی در فتوا.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
توضیحات:
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه کلام را با این نکته مهم آغاز میکند که کلام حق بر عالم به حق همیشه طراوت و تازگی دارد. بر همین اساس استاد مرحوم به بیان چند نکته پراهمیت سلوکی میپردازد. نکته اول آن است که راه خدا و سلوک الی الله، راه ذلت و تواضع است. در توضیح این مطلب، استاد از یک سو به اهمیت تواضع در قبال دیگران خصوصا پدر و مادر، ضرورت اعراض سالک از ریاستطلبی، در ضمن بیان حکایتی از علامه طهرانی در خصوص اعراض از شهرت و مرجعیت و فراری بودن اولیاء از پست و مقام اشاره میکند و از سوی دیگر به پیامدهای سوء خودبینی مانند استدراج و گرفتن فهم از انسان و ... میپردازد. در نکته دیگر تبیین شده است که کناره گیری از مردم و عبوس بودن نشانه سلوک نیست. مرحوم استاد در ادامه به نکات دیگری هم اشاره میکند از جمله: نارضایتی از فعالیتهای مؤسسه علامه طهرانی و لزوم زیرکی سالک و مطرح نکردن مسائل تفرقه انگیر و لزوم توجه فقیه به مصالح اجتماعی در فتوا.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
21فقیه براساس راه و روشی که خدا برایش قرار داده است نسبت به مسئله حکم میدهد و از دنیا میرود. همانطور که خود ایشان در زمان مرحوم آقای انصاری احتیاط میکردند و بعد از آقای انصاری، به فتاوای آقای انصاری عمل نمیکردند. من از ایشان سؤال کردم: «در زمان آقای انصاری شما در اختلافاتتان چه میکردید؟» خود ایشان به من فرمودند: «من احتیاط میکردم.» گفتم: «بعد [از ایشان] چطور؟» گفتند: «به فتوای خودم عمل میکردم.» آن موقع آقای انصاری این نظر را داشت و ایشان بر طبق آن احتیاط میکردند. خب احتیاط که اشکال ندارد؛ فرض کنید کسی میگوید: «این آب اشکال دارد»، حالا شما این آب را نخور! نمیمیری که! خب حالا از آن لیوان بخور؛ چیزی نیست! احتیاط میکردند.
برای من هنوز حرمت نوشابههای [غیر] الکلی، چه خارجی و چه داخلی، «ثابت نشده» است؛ این را میخواهم بگویم. اما از شما یک سؤال میکنم: اگر ما الآن در این موقعیت با توجه به مسائلی که در زمان حضرت آقا میشنیدیم و با توجه به مطالبی که الآن هست ـ ما اصلاً کاری به جهات شرعی نداریم ـ عقل به انسان چه حکم میکند؟ میگوید: بخور یا نخور؟ آقا نوشابه نخورد؛ دوغ بخورد!
ما با آقای ... داشتیم از طهران میآمدیم. در بین راه در پمپ بنزین کنار یک مغازه نگه داشتند. رفتند از این آب انگورها (آب انگور قرمز) برایمان خریدند و آوردند. اینقدر خوشمزه و اینقدر خوب بود. ایشان گفتند که: «آقا چه بگیرم؟ نوشابه؟» گفتم: «نه آقا! ببینید چیز دیگر دارد یا نه.» بعد ایشان رفتند آب انگور آوردند. گرفتیم و خوردیم؛ چقدر خوب.
اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
