اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فقر و نیاز به‌سوی پروردگار تنها عامل نجات‌دهندۀ انسان

و نکاتی دربارۀ کیفیت ارتباط با استاد سلوکی

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به فقر ذاتی انسان و لزوم توجه به آن می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که سلوک به معنای یقین به حجیت و واقع است، لذا سالک باید نسبت به ولی خود و دستورات وی یقین داشته باشد، تردید سالک نسبت به دستورات استاد، سبب خروج از مسیر سلوک خواهد بود. ایشان تأکید می‌کند: سالک نباید از عنایت خداوند مأیوس گردد؛ بلکه باید برای کسب عنایت خداوند تلاش کند، زیرا او پناهگاه حقیقی و تنها نجات دهنده سالک است. توکل علی‌الله لازمه بهره مندی ازفیض الهی است. استاد یکی از روش های علامه تهرانی در تربیت شاگردانش را چنین تبیین می‌کند که ابتدا آنها را به حقیقت فقر شان آشنا می ساخت، تا سالک به فقر مطلق خویش و نیازمندی اش به خداوند ایمان پیدا کند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

فقر و نیاز به‌سوی پروردگار تنها عامل نجات‌دهندۀ انسان

3
  • شک در او پیدا شد که شاید این دستور شرعی نباشد! آمد پیش ایشان و گفت: «آقاداداش! این دستوری که شما به من دادید، شرعی است؟!» تا گفت «شرعی است»، آقا فرمودند: «نه! نه! نه! آقا انجام نده!» وقتی سالک در استادش شک کند که آیا این [دستور] شرعی است یا نه، این دیگر آخر خط است و نمی‌تواند بیاید!

  • چون سلوک یعنی یقین؛ یقین به حجیت و یقین به واقع. وقتی که شک می‌کند که «آقا، این حرفی که شما می‌زنید، دستوری که شما دادید، شرعی است؟!» پس دیگر چه چیزی ته قضیّه می‌ماند؟! وقتی استاد هم خلاف شرع بگوید، دیگر آدم کجا برود؟! تا این را گفت، آقا گفتند: « نه! نه! نه! نگو که دیگر خلاف است و شما نباید بگویید!» او هم نگفت و دیگر شمارش معکوسش شروع شد! و اصلاً دیگر به‌طور کلی مرام آقا برایش عوض شد؛ شبهه پیش آمد که اصلاً این [مرام] صحیح است؟! صحیح نیست؟!

  • [چنین افرادی] خیلی به خودشان فشار بیاورند و اظهار لطف کنند، این‌طور می‌گویند که: «إن‌‌شاء‌الله خدا می‌بخشد و می‌گذرد؛ خدا ارحم‌الرّاحمین است؛ خب بالاخره اینها که معصوم نیستند، ممکن است اشتباه کنند!» خدا در این مقاطع به داد آدم برسد!

  • عنایت پروردگار، تنها نجات‌دهنده و ملجأ حقیقی سالک

  • آن‌وقت اینجاست که دیگر آدم بدنش می‌لرزد. مدام می‌گوید که خدایا فقط خودت! یعنی فقط خودِ خدا می‌تواند و هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند. دیگر عنایتش به چه کسی تعلق بگیرد؟! تا یار که را خواهد و میلش به که باشد! از میان هزار نفر دست می‌گذارد روی این [و فقط او را به کمال می‌رساند]! [گرچه] بعضی‌ بر سرشان می‌زنند و این‌طور کنند و آن‌طور کنند [اما به مقصود نمی‌رسند]. انتخابی است دیگر!

  • [البته] این نباید باعث شود که ما بگوییم که پس رها کن دیگر! نه! همین گفتنِ ما خواست اوست. او می‌خواهد ما مدام گریه کنیم، زاری کنیم؛ او خوشش می‌آید. می‌گوید: «بکن؛ بارک‌الله! چه پسر خوبی هستی! عبد خوبی هستی که این کارها را می‌کنی!» این گریه را می‌کنی، دادوبیداد هم می‌کنی: «خدایا...»، بعد وقتی که می‌دهد، خیال می‌کنیم ما به‌دست آوردیم! [در حالی که] خودش داده است! بعد ما خیال می‌کنیم که ما به‌دست آوردیم. یعنی هم اولش، هم وسطش، هم آخرش خودش دارد همه‌اش را انجام می‌دهد. همه‌اش به‌دست خودش است؛ ﴿بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾.1

    1. . آل عمران (3) آیۀ 26؛ نور ملکوت قرآن، ج1، ص229:
      «خير و بركت و رحمت هرچه هست، و هر جا كه هست، اختصاص به تو دارد؛ و حقّاً و حقيقتاً تو بر هر چيز قدرت دارى‌!»