
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
3خب نمیشود شیطان بیاید نصیحت کند دیگر؛ کارش کساد میشود! کارش باید رونق داشته باشد. [بنابراین] شیطان هم یکی از مظاهر خداست. یک عارف که نباید بگوید: «من شیطان را از خود راضی کردهام، تو را از خود ناخشنود.» شیطان کیست؟! شیطان هم یکی از وسایل و مظاهر است. اصلاً عارف غیر از او نباید [چیزی را] احساس کند. لذا ایشان به این عبارتهای بزرگان که میرسیدند، تأیید نمیکردند. آقای حداد خیلی عجیب بودند!
تلمیذ: آنجا که میفرمود: «سلطه داشته باشد بر شراشر وجود افراد»، این دیگر سلب اختیار از آنها میشود. مگر افرادی که به کمال نرسیدهاند، آنها را شیطان تدلیس نمیکند؟! قطعاً میکند.
استاد: [شیطان] سلطه ندارد که اَعمال را تغییر دهد؛ [بلکه] بهمعنای اطلاع است.
تلمیذ: وقتی اطلاع داشته باشد، امور را بر وفق مراد خودش قرار میدهد.
استاد: مگر دست اوست که قرار بدهد؟! دست او نیست. امور طبق قدرت خدا و اختیار انسان است. اگر انسان دارای اختیار است، خاتمۀ اختیار هم به خدا برمیگردد؛ شیطان کیست؟! البته او بر همۀ عوالم و مراتب انسان احاطۀ علمی دارد. در مرتبۀ ظاهر، سراغ آن عرقخور، دروغگو، دزد و... میرود؛ این در مرتبۀ ظاهر. در مرتبۀ باطن جلو[تر] میرود: نفاق و ریا و سُمعه و تظاهر و نفسانیات. این را هم همینطور بگیر و بالا برو! در مرتبۀ سِرّ، در مرتبۀ خِفاء، در خطورات و امثالذلک، در تمام اینها او احاطۀ علمی بر انسان دارد.
تلمیذ: خدا چنین احاطهای را به شیطان داده و بر انسان چنین سلطه دارد؛ در ازای این، مثلاً مَلَکی [بفرستد] که او هم چنین کارهایی بکند و در نتیجه یک نوع [تعادلی باشد، وجود ندارد]؟
استاد: البته آن عالَم، عالَمِ تضارب است و قوای رحمانی داریم. روایات خیلی عجیبی در کافی هست: جنود رحمان، جنود شیطان، جنود عقل.1 [مثلاً] انسان نشسته و یکمرتبه یک حال روحانی برایش پیدا میشود؛ در اینجا جنود عقل آمدهاند. بعد به جایی میرود و مکدّر میشود؛ در آنجا جنود شیطان هستند. دائماً در همین حالِ بیاوبرو و تضارب و تصادم، انسان باید راه خودش را با استمداد از خدا انتخاب کند و جلو برود.
- . کافی، ج1، ص21.
