
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
13بنابراین ما میتوانیم بگوییم که بهطور کلی برای شخصی که به مقام ولایت تامه رسیده و «ولیّ تام» است، اشتباه اصلاً دیگر معنا ندارد. [اما] اگر خودش دلش میخواهد عمداً به حسب ظاهر این راه را در پیش بگیرد و بعداً از رأیش برگردد و آن کار را انجام دهد، او خودش خواسته است؛ اما اینکه واقعاً در این قضیه دچار اشتباه شده باشد و بعد برای او واقعاً تبدل رأی پیدا شود، چنین مسئلهای نیست.
بعضی در اینجا مطلبی را از مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] نقل میکنند: در اواخر [عمر] ایشان فرموده بودند: «برای من تبدل رأی پیدا شده است یا میشود؛ لذا شما هر مسئلهای را بپرسید و به قبل نگاه نکنید.» این را هم من خواستم بگویم؛ چون الان من احساس میکنم زمزمۀ این مسئله شده و از بعضی ظاهراً نقل شده است. این مطلب به هیچوجه دلالت بر منظور و مراد افرادی که ناقلاند ندارد.
یکوقت شخص به مقام ولایت نرسیده است، خب بله، [واقعاً اطلاع ندارد]. انسان از اول و از شکم مادرش که [مطلع] نمیشود! [کمکم] بزرگ میشود. من نمیدانم حالا در چه سنی بودهاند، ولی در سابق در خیلی از اوقات نظر و فتوایشان بر یک قضیه تعلق میگرفت و بعد عوض میشد؛ من خودم بر چند موردش اطلاع دارم که نظر ایشان تغییر پیدا کرده است.
اما اگر یک ولی به مقام ولایت برسد، در این صورت دیگر ما نمیتوانیم اسم این را «تبدّل رأی» بگذاریم؛ ما اسم این را «تبدّل ظرف» میگذاریم. ظرف عوض میشود؛ در آن موقع تعمداً نظرش بر این قضیه تعلق میگیرد و اصلاً خواست خدا برای تنظیم امور، اینطور است که آن نظر به این نحو بیان شود و در برهۀ بعد، نظر و رأی [به چیز دیگری] تعلق میگیرد؛ یعنی مسائل طوری انجام میشود که رأی به اینطرف تعلق میگیرد. نه اینکه قبلاً در این ظرف اشتباه کرده و الان تصحیح کرده است؛ چه بسا بعد از مدتی دوباره برگردد و بهنظر قبل مراجعه کند. اشتباه در کار نیست، بلکه ظرف تفاوت پیدا کرده است. براساس القاء باطنِ خودش به ظاهر، و کیفیت و ترتیب امور است که موجب میشود در هر برههای بهنحوی که صلاح است به آن جهت برسد.
