
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
14تلمیذ: این بهخاطر تبدّل اسماء نیست؟ مثلاً در دستهبندی یک اسمی در اسم دیگر.
استاد: این مراتب، مراتب خیلی عجیب و متفاوتی است. البته اینها به تبدل اسماء مربوط میشود؛ به خصوصیات زمان و مکان مربوط میشود؛ به همگونی و هماهنگی این با آن موقعیت مربوط میشود. خلاصه این جهات است که اگر ما سررشتۀ تمام اینها را به اسماء و صفات برگردانیم، باید بگوییم که [همه بهخاطر تبدل اسماء است].
در سابق هم متکلمین و افرادی بودند که بحث میکردند؛ همین رئیس متکلمین (ابوالهُذَیل علاف) که خیلی هم در کلام قوی بود، راجع به این مسائل بحث میکرد. در زمان خود ائمه هم این چیزها بوده است و اختصاص به صدوق ندارد؛ منتها دیگر هرکسی بنا بر ذوقیات و ارتکازات خودش این یا آن را انتخاب میکند. ولی صدوق از اخباریها نبوده است.
تلمیذ: آن موردی که دربارۀ آقا فرمودید، آیا نمیشود اینطور باشد که ولیّ [خدا] براساس همین احکام و ادلۀ ظاهریه اجتهاد میکند و اگر در اثر کثرت مطالعه برداشتش از این ادله فرق کرد این حکم ظاهری عوض میشود، نه اینکه تبدل در رأی پیش بیاید؟
استاد: یعنی اینکه حکم ظاهر را عوض میکند، از نفسالأمر و آنچه هست غفلت دارد؟
تلمیذ: این یک چیزی بود که من خودم میخواستم سؤال کنم که «لَا تَحِلُّ الفُتيا لِمَن لا يَستَفتى مِن اللهِ بصفاءِ سِرِّه»1 با این چطور [جمع میشود]؟
استاد: این همان است. از آن صفای سِر، این راه برایش قرار داده میشود. او استفتاء میکند، ولی راه برایش این نحوه را [نشان میدهد]. به او میگویند: «برو آن کار را بکن!»
تلمیذ: اگر قضیه آن است، پس این ادلۀ ظاهریه کجاست؟
استاد: ظاهر و باطن در اینجا یکی است؛ فرقی نمیکند. با آن استفتائی که میکند، مسیر مطالعۀ او را به[سمت] این کتابها قرار میدهند؛ [به او میگویند:] «راجع [به این مسئله] به این کتابها مراجعه کن!» وقتی مراجعه کرد، این مسئلهای که الان برایش پیدا شده برای او حجت میشود. بعد از یک مدت، مسیر تغییر پیدا میکند؛ به او میگویند: «آن کتابهای دیگر را هم [بخوان]!» میبیند که آن ناقضِ این است؛ [لذا] از آنجا تغییر پیدا میکند. [اما] ما همینطور دیمی برمیداریم! [اما] به او از آنجا حواله میشود که چطور به سراغ مَراجع2 برو! لذا هرچه در این ظرف بهدست میآورد، اشتباه نیست؛ در این ظرف درست است. [مثل اینکه] خود شارع در هر زمانی بیاید حکمی بدهد! دیگر از این بالاتر؟!
- مصباح الشریعه، ص 16. ولایت فقیه، ج 3، ص 7:
«فتوا دادن در مسائل شرعيّه حلال نيست كسى را كه استفتاء نكند از حقتعالى با باطن پاك خود از لوث آلودگيها، و با نفس پاكيزۀ خود از كدورتِ ارتكاب مَناهى.» - . مراجع: (جمع مرجع) منبع. مُراد کتاب و سنت است. (محقق)
- مصباح الشریعه، ص 16. ولایت فقیه، ج 3، ص 7:
