
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
15تفاوت شمول حجیّت اقوال امام علیهالسلام با ولیّ الهی
تلمیذ: از پیغمبر در مورد روزه چند نوع روایت داریم. آیا این روایات متعارضهای که گاهی از یک امام ـ نه از دو امام ـ صادر میشود بر همین قابل حمل است؟
استاد: روایات متعارضه را نمیتوانیم حمل بر این جهت کنیم؛ بهجهت اینکه بین امام و ولیّ تفاوت وجود دارد. امام نهتنها جنبۀ ارشاد آن زمان را دارد، بلکه جنبۀ ارشاد را إلیٰیومِالقیامة دارد. و در اینجا بین امیرالمؤمنین و امام عسکری علیهماالسّلام فرقی نمیکند. هیچکدامِ اینها در این قضیه تفاوت ندارند؛ یعنی حجیت کلام هرکدام از اینها برای ما علیالسّواء است. هیچکدام از آنها ناسخ دیگری نیست. الاّ اینکه نسخ بهعنوان تمامیتِ زمان باشد؛ یعنی زمانِ این حکم تا اینجاست، از اینجا [به بعد دیگر نیست]. مثل اینکه وقتی ظرف برای حکم تغییر پیدا میکند، حکم هم عوض میشود؛ مثل احکامی که مربوط به غلات، خوارج، نواصب و امثالذلک است. آن ظرف اقتضا میکند در یکجا حکم ارتداد و قتل باشد، در یکجا حکم به نهی باشد. این مربوط به زمان است؛ یعنی موقعیتْ اقتضای عدم ارتکاب اینها را دارد، بهجهتی از جهات: یا به جهت غفلتِ آنها، یا بهجهات مفسدهای که ممکن است بر اِعمال چنین نظراتی مترتب شود.
اما امام مسئلهاش با مسئلۀ یک ولیّ فرق میکند؛ ولیّ در مقام حجیّت نسبت به این حکم [قرار] ندارد؛ [بلکه در] مقام اثبات برای همان افرادی است که تحت ولایت او هستند؛ اما حجیّتی بر افرادی که خارج از ولایت او هستند، ندارد. اگر آنها بخواهند تحت ولایت او بیایند، آنوقت حکم او شامل آنها هم خواهد بود. اما امام جنبۀ تعمیم دارد؛ یعنی وقتی امیرالمؤمنین مطلبی را میفرماید، بهجهت اینکه ائمه علیهمالسّلام در حکمِ شخص واحد هستند، کلامش همانطور برای ما حجیت دارد که کلام امام رضا و امام جواد و امثالذلک [حجیّت] دارد. لذا این را بر این جهت نمیتوانیم حمل کنیم.
