
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
16وقتی امام این مطلب را میفرماید، این در آنجا ناظر به مقام جمع است؛ یعنی امام علیهالسّلام جمع و جمعیت را در نظر میگیرد، نه خصوصِ مورد را. مقام جمعالجمع امام، اقتضا میکند که در مقام بیان باشد. لذا حضرت ظاهراً به محمد بن ابیعمیر یا یونس و امثالذلک میفرماید: «این مطالب را بنویس تا آیندگان از این مطالب استفاده کنند.» اگر قرار باشد این مطالب به یک مسائل دیگر نقض شود، که فایده ندارد؛ فقط صرف اطلاع بر این است که در آن زمان چه بوده است. اما اینکه حجت و دلیل باشد، [در آن صورت] از این استفاده نمیشود.
توجیه روایات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
روایاتی که در اینجا متناقض است و ممکن است با همدیگر تعارض داشته باشد، این [ناشی از] مسائل متفاوتی است: ممکن است خودِ راوی نفهمیده و اشتباه نقل کرده است. ما الان در خود رفقایمان اشتباه نقل میکنند! به جدم قسم که آن راویها از ما پایینتر بودند! یعنی اگر ما همین رفقایمان را که طلبه هستند در نظر بگیریم، باز هم یک وجب از آن ابیبصیر و اَبان و امثالذلک هم علمش بیشتر است، هم... . حالا یک اَبانی که میشنوید، اینطور نبوده که مثلاً خیلی [دارای جایگاه علمی] بوده باشد! چون خدمت حضرت میرسیده، شهرت پیدا کرده است.
آقا [علامۀ طهرانی] یک مطلب نقل میکنند، ما میبینیم که همین طلاب فاضل ما مختلف میشنوند! او که یک حرف زده است، ده تا حرف که نزده است! منتها این یک حرف براساس حدس در اینجا نقل میشود. لذا میگویند: «شهادت نباید براساس حدس باشد؛ باید بر اساس حس باشد.» آنوقت او میگوید: «آقا اینطور فرمودند.» آقا [علامۀ طهرانی] میگوید: «من کِی اینطور گفتم؟! من اصلاً حرفم اینطور [نبود]!» او براساس ذهنیت و قرائن و ارتکازاتی که دارد میآید [مطلب را نقل] میکند. لذا اینجا دیگر تناقضات و تضاد پیدا میشود. این یکی، یکی هم ممکن است خصوصیتِ مورد لحاظ شده باشد.
