
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز میکند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح میدهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی میپردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسشهای تلامیذ مطرح میگردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره میشود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگیهای نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیاناتشان را تبیین میکند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
19استاد: بله.
تلمیذ: همان جنبۀ اشراف بر باطن که مثلاً مسیرش اینطور است.
استاد: آن موقع هم اشراف بر باطن بوده است؛ منتها آن موقع این نحوه اقتضا میکرده است، حالا این نحوه. نه اینکه آن موقع اشراف نداشتند، حالا اشراف دارند. اصلاً گاهی اوقات ما از ایشان سؤالاتی میکردیم، بعد ایشان قضیهای نقل میکردند؛ من احساس میکردم در این یک چیزی هست! بعد تا به ایشان اصرار میکردیم، مسئله را برمیگرداند! یعنی این را برو گوش بده و کاری هم نداشته باش! خودش هم متوجه است که الان در این چیزی که میگوید، یک حسابی هست و دیگر نبایست خیلی روی این پافشاری شود.
تلمیذ: آنوقت در مقام عمل، مقلدین چطور میتوانند به هر دو حکم عمل کنند؟
استاد: نه دیگر به هر حکم در هر حالی که هست [باید عمل کنند]. مقلد که نمیتواند؛ مقلد باید ببیند که حرف چیست.
تلمیذ: ترجیح بالأحدَث در روایت هست.
استاد: بله، اَحدَث هست. واقعاً این خیلی مسئلۀ دقیق و عجیبی است! این بروزات و ظهورات خدا، این اسماء کلیه و [اینکه] چطور در این اسماء جزئیّه تبدلات پیدا میشود.
شما گاهی اوقات دارید با خودتان فکر میکنید. واقعاً و صددرصد ذهنتان را از هویٰ، هوس، عناد، لجاج و مسائل نفسانی خالی میکنید و نسبت به یک قضیه به ضرس قاطع حکم میکنید و میگویید: «اینطور میشود.» نیمساعتِ بعد، بهطور کلی نظرتان عوض میشود! باز در آنجا عنادی ندارید؛ یعنی خالیالذهن هستید. هرچه انسان فکر میکند بالاخره کدامیک از این دو ترجیح دارد، اصلاً ذهنش نمیرسد! یعنی الان این در ذهن پیدا شده و هیچ رادع و مانعی نیست، یکدفعه نیمساعت بعد این پیدا میشود و آن هم هیچ رادع و مانعی نیست! نه اینکه فکری کرده باشد؛ اصلاً فکری نکرده و دنبالش را نگرفته است. ولی یکدفعه با یک دقت و ظرافت، حال و خصوصیتها عوض میشود و براساس آن حالی که عوض شد بهطور کلی تمام ذهنیات به هم میریزد؛ یک قسم دیگر میآید و جایش را میگیرد!
