اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

و تکوینی بودن آثار مودت ذوی‌القربی و فرزندان اولیاء

11٬141
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه ابتدا به تفاوت قوانین الهی و بشری اشاره نموده و می‌فرماید: قوانین الهی تکوینی هستند و قوانین بشری، اعتباری‌اند. ایشان با بیان حکایت عجیبی از مرحوم آیةالله انصاری و فرزند ایشان، بیان می‌دارد که معیارهای اهمیت، در پیشگاه خداوند متعال با آنچه نزد انسانهاست، بسیار متفاوت می‌باشد. استاد با اشاره به عدم امکان انکار و مخالفت با واقعیات تکوینی، به مسئله مودت ذوی‌القربی و لزوم احترام به سادات، اشاره نموده و آن را یکی از مهم‌ترین مسائل تکوینی معرفی می‌کند که در سرنوشت انسان‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای می‌تواند داشته باشد، ایشان جهت تبیین این واقعیت، به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام با عایشه و نیز آنچه برای حر بن یزید ریاحی اتفاق افتاد و حکایات آموزنده دیگری استناد می‌نماید. همچنین استاد در راستای بیان حقوق اولیاء الهی، با اشاره به سیره علامه طهرانی، به لزوم احترام به فرزندان آنان تأکید می‌کند.تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

توضیحات:

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه ابتدا به تفاوت قوانین الهی و بشری اشاره نموده و می‌فرماید: قوانین الهی تکوینی هستند و قوانین بشری، اعتباری‌اند. ایشان با بیان حکایت عجیبی از مرحوم آیةالله انصاری و فرزند ایشان، بیان می‌دارد که معیارهای اهمیت، در پیشگاه خداوند متعال با آنچه نزد انسانهاست، بسیار متفاوت می‌باشد. استاد با اشاره به عدم امکان انکار و مخالفت با واقعیات تکوینی، به مسئله مودت ذوی‌القربی و لزوم احترام به سادات، اشاره نموده و آن را یکی از مهم‌ترین مسائل تکوینی معرفی می‌کند که در سرنوشت انسان‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای می‌تواند داشته باشد، ایشان جهت تبیین این واقعیت، به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام با عایشه و نیز آنچه برای حر بن یزید ریاحی اتفاق افتاد و حکایات آموزنده دیگری استناد می‌نماید. همچنین استاد در راستای بیان حقوق اولیاء الهی، با اشاره به سیره علامه طهرانی، به لزوم احترام به فرزندان آنان تأکید می‌کند.تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

7
  • «أنا و عَلیٌّ أبَوا هٰذِهِ الأُمَّة»؛1 پیغمبر واقعاً پدر این امت می‌‌‌شود؛ پیغمبر بر همۀ مردم حقّ ابوت دارد؛ آن به جای خود. این زحماتی که واقعاً در عرض این بیست‌وسه سال برای مردم کشید، جنگ هایی که کرد و خون‌هایی که ریخته شد و دربه‌‌دری‌هایی که پیغمبر کشید، برای هدایت مردم کشید دیگر.

  • خب اجرِ این مسئله این است که در را به پهلوی دخترش بزنند و او را لِه کنند [و] بچه‌اش را سقط کنند و بعد هم [او را] بُکُشند؟!2 این یک [نوع ادای] اجر است!

  • یک اجر دیگر این است که وجودِ پیغمبر را در ذریۀ او لحاظ کنند؛ یعنی فرض کنند که الان پیغمبر هست، آن احترام و عزت و ارزشی که در زمان خودِ پیغمبر برای فرزندانشان وجود داشت،‌ آن را لحاظ کنند. نه اینکه بگویند حالا که پیغمبر از دنیا رفته دیگر هرچه باداباد! حالا که پیغمبر از دنیا رفته، دیگر مسئله تمام است. این [صحیح] نیست! این را می‌‌گویند کفرانِ نعمت. شکرِ نعمت این نیست؛ چون عملی که پیغمبر در عرض این بیست‌وسه سال انجام داد، یک واقعیت تکوینی به‌وجود آورد که امت موظف هستند عمل خودشان را براساس آن واقعیت تکوینی منطبق کنند؛ آن، حقی بود که افراد امت باید [ادای] آن حق را‌ انجام دهند،‌ و الاّ این واقعیت تکوینی ندیده گرفته می‌‌‌شود و به آن ترتیب اثر داده نمی‌‌شود. اگر کسی بخواهد با واقعیت تکوینی مخالفت کند، راه به جایی نمی‌‌برد.

  • عدم امکان انکار و مخالفت با واقعیات تکوینی

  • واقعیت تکوینی را که نمی‌‌شود انکار کرد. بدن ما گوشت و پوست و استخوان است؛‌ اگر شما در این بدن چاقو فرو کنید، زخم می‌‌‌شود. حالا شما بگویید: «این واقعیت یک واقعیت تکوینی نیست؛‌ من چاقو فرو می‌‌کنم، طوری نمی‌شود!» آزمایش کنید، امتحان کنید، ببینید فرو می‌‌‌رود یا نمی‌‌رود! سم، سم است و خطر دارد، واقعیت تکوینی این است که اگر کسی سم بخورد، می‌‌‌میرد. حالا شما بگو: «بنده این سم را می‌‌خورم و نمی‌‌میرم! بنده اراده‌ام تعلق گرفته بر اینکه سیانور بخورم و نمیرم!» نه آقاجان! می‌‌‌میری، این یک واقعیت تکوینی است. با واقعیت‌های تکوینی نمی‌‌شود مخالفت کرد.

    1. . مناقب آل أبي طالب عليهم السلام‌، ج 3، ص 105. امام‌شناسی، ج 8، ص 119:
      «من و علی دو پدر این امّت هستیم.»
    2. . دلائل الإمامة، ص 134 و 135؛ الملل و النحل، ج 1، ص 71.
/