
مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان
این درس به بررسی عمیق جایگاه مهدویت در سیرۀ عرفا و اهل توحید، و تصحیح برخی نگرشهای رایج دربارۀ ارتباط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میپردازد. آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدس سره) در این بیانات، با استناد به سیرۀ بزرگانی چون مرحوم سید هاشم حداد، تأکید میکنند که حقیقت توسل و ارتباط با امام زمان (عج) امری باطنی و معرفتی است، نه صرفاً ظاهری و در قالب رؤیت فیزیکی. ایشان ضمن نقد رویکردهای عوامانه و سطحی به مشاهدۀ امام زمان، بیان میدارند که امام، حاضر و ناظر بر تمامی افکار و نیات ماست و درک این حضور دائمی، اساس انتظار حقیقی است. آیةالله طهرانی (قدس سره) همچنین به اهمیت فهم عمیق قیام امام حسین (علیه السلام) و لزوم الگوگیری از ایستادگی ایشان بر حق، به جای صرفاً اکتفاکردن به عزاداریهای ظاهری اشاره کرده و در پایان، جهت رشد فکری و معرفتی، مطالعۀ دقیق کتب والد بزرگوارشان، مرحوم علامه آیةالله سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدس سره)، را اکیداً توصیه مینمایند.
مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان
توضیحات:
این درس به بررسی عمیق جایگاه مهدویت در سیرۀ عرفا و اهل توحید، و تصحیح برخی نگرشهای رایج دربارۀ ارتباط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میپردازد. آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدس سره) در این بیانات، با استناد به سیرۀ بزرگانی چون مرحوم سید هاشم حداد، تأکید میکنند که حقیقت توسل و ارتباط با امام زمان (عج) امری باطنی و معرفتی است، نه صرفاً ظاهری و در قالب رؤیت فیزیکی. ایشان ضمن نقد رویکردهای عوامانه و سطحی به مشاهدۀ امام زمان، بیان میدارند که امام، حاضر و ناظر بر تمامی افکار و نیات ماست و درک این حضور دائمی، اساس انتظار حقیقی است. آیةالله طهرانی (قدس سره) همچنین به اهمیت فهم عمیق قیام امام حسین (علیه السلام) و لزوم الگوگیری از ایستادگی ایشان بر حق، به جای صرفاً اکتفاکردن به عزاداریهای ظاهری اشاره کرده و در پایان، جهت رشد فکری و معرفتی، مطالعۀ دقیق کتب والد بزرگوارشان، مرحوم علامه آیةالله سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدس سره)، را اکیداً توصیه مینمایند.
مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان
13شما الآن ببینید چه افرادی در چه افکاری هستند؟ در چه مسائلی دارند دوْر میزنند؟ در چه بند و بَستهایی دارند زندگی و عمر خودشان را تلف میکنند! از اینطرفی و از آنطرفی و به طرفدار این و طرفدار آن، هان! ولی شما فارغ از همۀ این مسائل آمدید میگویید حق چیست؟ [دیگر] این کیست؟! آن کیست؟! اینطرفی کیست؟! آنطرفی کیست؟! حالا بگذریم از اینکه پروندۀ همه مشخص است و...! حالا به آنها کار نداریم.
حق کجاست، ما آنجا میرویم! حالا این حق هرجا هست باشد. حق نباشد، نمیرویم! حالا هرچه هم میخواهند بگویند، بگویند! بگویند آقا ضدّ فلان است! باشد، بله، هستم! حالا فرض کن، شما شما فرض کن هستم، خب بعدش چه؟ خب بعدش چه؟!
یک وقتی ما در درس آقای حسنزاده، آن بحث شفای ایشان را میرفتم، مباحث نفس شفا، آقای حسنزاده ایشان درس میگفتند [و] من میرفتم. یک دفعه یکی آنجا بود. آن زمان آقای منتظری که خیلی ایشان در آن موقع محلّ رجوع اربابرجوع بود و افراد مراجعه میکردند و خلاصه رتق و فتق و اینها. یک شخصی به ما گفت: «آقا، شما نظرتان با حضرت آیةالله منتظری مخالف است!» گفتم: «نظر حضرت آیةالله منتظری هم با من مخالف است!» خب، حالا چه آیهای آمده که بنده باید نظرم را طبق نظر ایشان قرار بدهم؟! بعد هم دیدید که از آن کرسی صلابت و از آنها همه خلع شدند و گوشهنشین شدند و بعد هم بر سر ایشان رفت آنچه را که همه دیدند و شنیدند. علیٰکلّحال ما به صحّت و سُقم کار نداریم، روزگار همین است دیگر! این روزگار است.
کدام آیه آمده بنده باید فکرم را طبق نظر آیةالله کذا و آیةالله کذا قرار بدهم؟! چه کسی گفته؟! کجای قرآن است؟! آنچه که ما داریم قرآن است و چهاردهمعصوم و بس، والسّلام، تمام! هر شخصی به هر مقدار که تابع حکم و نظر چهاردهمعصوم باشد روی چشم ما است، هر کسی نباشد، هرکسی میخواهد باشد ما با او کاری نداریم؛ ولو هرکسی میخواهد باشد.
