
رابطۀ حج و ولایت و اهمیت حفظ آثار آن
حج؛ راه شناخت امام زمان و مراقبت از حال معنوی پس از بازگشت
در این گفتار، آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین حقیقت حج و آثار روحی آن، مکه را سرزمینی معرفی میکنند که در آن درگاه الهی بر روی بندگان گشوده است و کسی از لطف خداوند محروم نمیشود. ایشان با بیان حکایاتی از حالات زائران و تجربههای معنوی پس از بازگشت از حج، بر اهمیت حفظ حال معنوی و مراقبه پس از این سفر الهی تأکید میکنند. در ادامه روشن میگردد که تمام مناسک حج، مقدمهای برای شناخت امام زمان علیهالسلام و تصحیح ارتباط انسان با پروردگار از طریق ولایت است. همچنین با اشاره به آداب بندگی، تواضع و واگذاری نتیجه اعمال به خداوند، سالک راه حق به دوری از خودبینی و اعتماد به کرم الهی فراخوانده میشود. در بخش پایانی، به برخی پرسشهای فقهی مربوط به اعمال حج، احرام، طواف مستحب و واجب، و کیفیت مواجهه با مسائل عملی در مکه پاسخ داده میشود.
رابطۀ حج و ولایت و اهمیت حفظ آثار آن
6انشاءالله امیدواریم که خداوند توفیق بیشتری بدهد و گرچه بهواسطۀ ظروف مرتبطه، اعمالی را که دوستان انجام میدهند به بقیّه هم میرسد و قطعاً هم میرسد و مثل این است که خود انسان مشرّف شده و این اعمال را انجام داده، [امیدواریم] خداوند توفیق تشرّف ظاهری را هم نصیب سایر افراد از دوستان و از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام بگرداند و آثار این حج را در استمرار زندگی ما پایدار نگهدارد.
بالأخره زندگی فرق میکند، وضعیت انسان تفاوت میکند، موقعیت انسان در اینجا با آنجا فرق میکند. علیٰکلّحال بهتر است انسان مواظبت بر این حالش داشته باشد؛ انشاءالله.
لزوم گذر از فکر قبولی عمل و واگذاری امر به خدای متعال
[تلمیذ:] ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک سؤالی از خدمتتان بپرسم.
[استاد:] بفرمایید.
[تلمیذ:] ما میبینیم به حساب خودمان آنجا اعمالی انجام دادهایم؛ میخواستیم بدانیم آیا از دیدگاه شما حجی که ما رفتیم انشاءالله به چه صورت خواهد بود؟
[استاد:] ببینید، ما هر کاری هم که انجام داده باشیم، نمیتوانیم آن را در مقابل الطاف و عنایات الهی عرضه کنیم. شما هرچه هم کارتان بهتر و خلوص نیّتتان بیشتر باشد، باز قابل عرضه نیست؛ این خلوص نیّت را از کجا آوردهاید؟ مگر این صفای باطن و [این] توفیق عمل، غیر از عنایت و لطف پروردگار است؟! پس چگونه ما بخواهیم در اینجا بگوییم: خدایا، آیا این کار و عملی که انجام دادهایم، مورد قبول تو هست یا نه؟ یعنی برای یک بنده، جای این سؤال نیست که بیاید عملی را انجام بدهد و بعد ببیند که آیا خدا این عملش را پذیرفته یا نپذیرفته است!
سالک در مقال عبودیت باید کار خودش را انجام بدهد؛ همین! دیگر به فکر این افتادن که آیا این قبول شده یا قبول نشده است، دور از شرط بندگی و دور از شرط ادب است؛ [مانند آن است] که انسان مایه را از کس دیگری بگیرد، بعد بیاید در مقابل او عرض اندام کند. [یا] مثل اینکه شخصی به مهمانی فردی بیاید و [میزبان] قبلاً پول این مخارج را از او [مهمان] بگیرد و بعداً بیاید به رخ او بکشد که: ببین ما چه زحمتی کشیدیم! ما چهکار کردیم! وقتی پول و مخارج از شخص دیگری است، دیگر عرضهداشتن این متاع در قبال او، کم لطفی است.
