
رابطۀ حج و ولایت و اهمیت حفظ آثار آن
حج؛ راه شناخت امام زمان و مراقبت از حال معنوی پس از بازگشت
در این گفتار، آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین حقیقت حج و آثار روحی آن، مکه را سرزمینی معرفی میکنند که در آن درگاه الهی بر روی بندگان گشوده است و کسی از لطف خداوند محروم نمیشود. ایشان با بیان حکایاتی از حالات زائران و تجربههای معنوی پس از بازگشت از حج، بر اهمیت حفظ حال معنوی و مراقبه پس از این سفر الهی تأکید میکنند. در ادامه روشن میگردد که تمام مناسک حج، مقدمهای برای شناخت امام زمان علیهالسلام و تصحیح ارتباط انسان با پروردگار از طریق ولایت است. همچنین با اشاره به آداب بندگی، تواضع و واگذاری نتیجه اعمال به خداوند، سالک راه حق به دوری از خودبینی و اعتماد به کرم الهی فراخوانده میشود. در بخش پایانی، به برخی پرسشهای فقهی مربوط به اعمال حج، احرام، طواف مستحب و واجب، و کیفیت مواجهه با مسائل عملی در مکه پاسخ داده میشود.
رابطۀ حج و ولایت و اهمیت حفظ آثار آن
8حکایت فرودگاه شام در پاسخ به پرسشی در قبولی زیارت
در یک سفری که چند سال پیش از طریق شام [سوریه] با اتفاق چند نفر از دوستان به کربلا مشرف شده بودیم، موقع مراجعت در فرودگاه شام، یکی از همین دوستان ـ که خانمشان هم امسال به مکه مشرف شده بودند ـ از من پرسیدند: «آقا از کجا بدانیم که این زیارتمان مورد قبول واقع شده یا نشده است؟»
من خندهای کردم و گفتم: از کجا معلوم است مورد قبول واقع شده است؟! چه کسی گفته که اصلاً زیارت شما قبول شده است؟!
[ایشان ناگهان] جا خورد [و این پاسخ] خیلی خیلی برایش عجیب بود. گفت: «آقا، یعنی قبول نشده است؟!» گفتم: حالا [اگر] قبول نشده باشد شما چهکار میکنید؟ اگر امام حسین یا امیرالمؤمنین علیهما السّلام بگویند: نه، ما زیارت شما را قبول نکردیم!
گفت: «خب هیچ!» گفتم: حالا هم هیچ! اصلاً چرا باید فکر کنید که زیارت قبول شده یا قبول نشده، مگر ما چه کردهایم؟! مگر ما در قبال آنها چه کردهایم؟!
مقایسۀ آسایش حج امروزه با مشقّتهای حج در گذشته
الآن من از شما یک سؤال میکنم: شما را با هواپیما [در عرض] دوساعت از اینجا به آنجا بردند، ـ این قضیه را در [جلسۀ] مشهد من گفتم ـ در بهترین جاها اسکان دادند، بهترین پذیرایی را کردند و آمدید؛ آیا شما خبر دارید که در سابق و [حتی] همین صد سال پیش، مردمی که به حج میرفتند، وصیتنامه مینوشتند؟! نصف اینها که میرفتند برنمیگشتند! انواع مرضها، سلها، وباها [و] بیماریهای غیر قابل علاج میگرفتند؛ دزدهای سرِ گردنه، آنها را گردن میزدند و اموالشان را به غارت میبردند؛ [لذا] در تمام محلّه، یک حاجی پیدا نمیشد. یک رفتن و آمدن [حج] شش ماه طول میکشید. اینها اینطوری حج انجام میدادند.
امام مجتبی علیه السلام بیستوپنج مرتبه سفر حج انجام دادند و اغلب این سفرها از مدینه تا مکه با پای پیاده بود؛ با اینکه شترها و مَرکبهای حضرت، جلوی ایشان میرفتند؛1 نهاینکه [توان مالی] نداشتند! نود فرسخ بین مدینه و مکه فاصله است و بیابان آنجا که مانند زمین سبز و چمنزار شمال نیست. چه منازل ناهموار و چه موقعیتهای طاقتفرسایی وجود داشته است. آنها اینطور حج را انجام میدادند، نه مثل ما! درست شد؟!
- مناقب آلأبیطالب علیهم السلام، ج 4، ص 14.
